علم و حكمتى كه مقارن تقوى نباشد ، نتيجهء او نيست مگر خسران آخرت و حرمان از رحمت الهى .
و نيز تقوى اساس هر طاعت است و قبول هر طاعت ، منوط به تقوى است و طاعت بى تقوى ، طاعت نيست و از درجهء اعتبار ساقط است .
و التّقوى ماء ينفجر من عين المعرفة با لله تعالى ، يحتاج إليه كلّ فنّ من العلم ، و هو لا يحتاج الَّا إلى تصحيح المعرفة بالخمود تحت هيبة الله و سلطانه ، و مزيد التّقوى يكون من اطَّلاع الله تعالى على سرّ العبد بلطفه ، فهذا اصل كلّ حقّ .
مىفرمايد كه : تقوى آبى است كه بيرون مىآيد از چشمهء معرفت الهى ، و معرفت بنده به ذات و صفات الهى هر چند بيشتر است ، در مرتبهء تقوى كاملتر است و پرهيزكارى او بيشتر . و به تقوى محتاج است جميع فنون علمها و دست آوردن هيچ علمى و ادراك هيچ كمالى ، بى تقوى ممكن نيست و استحكام تقوى نيست مگر به محكم بودن معرفت و شناسائى قهر خالق بى چون به خلايق و نافذ بودن حكم او به همه ، به هر چه خواهد و هر تصرّفى كه خواهد .
حاصل آن كه تقوى حاصل نمىشود مگر به آن كه بدانى به تحقيق و يقين ، كه تو در تحت فرمان و سلطنت چنين خداوندى ، و در هيچ كار ، مستقلّ نيستى و حيات و ممات و رزق تو ، همه به دست او است و اين معنى را كه مركوز خاطر خود كردى ، اجتناب از محرّمات و امتناع از شبهات ، به تو آسان مىشود . و اين حاصل نمىشود مگر به خمود و گوشه گيرى و ترك كردن اختلاط با مردم .
و نيز هر گاه دانستى كه خداوند عالم ، لطيف است . يعنى : علم به دقايق امور دارد و عالم است به جميع حركات و سكنات تو ، و به ظاهر و باطن تو علم او محيط است . تقواى تو زياد مىشود . و اين تقوى كه شناختى و مرتبهء او را دانستى ، اصل هر حقّ است و منشأ هر خوبى است ، و مناط كلّ خيرات است .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 419
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤١٩