ارتكاب او نمىتوان كرد و فتوى نمىتوان داد . چنان كه به صحّت پيوسته كه :
علَّامهء حلَّى ( ره ) را بعد از فوت به خواب ديدند و از كيفيّت احوالش استفسار نمودند ؟ جواب گفت : « لو لا زيارة الحسين و تصنيف الالفين ، لهلكتنى الفتاوى » ، يعنى : اگر زيارت امام حسين عليه السّلام نكرده بودم و تصنيف ألفين ، ( كه دو هزار دليل است بر اثبات امامت بلا فصل مرتضى علىّ عليه السّلام ، نكرده بودم ) ، هر آينه هلاك مىكرد مرا فتواها كه كرده بودم .
او لا يعلم المفتى انّه هو الَّذي يدخل بين الله و بين عباده ، و هو الحائل بين الجنّة و النّار .
يعنى : آيا نمىداند مفتى كه در وقت فتوى دادن ، داخل شده است ميان جناب عزّت و بندهاى كه مستفتى باشد و حكم خدا را به او مىرساند و كار پيغمبر مىكند ، و ايستاده است در ميان بهشت و دوزخ . كه اگر در آن چه مىگويد و فتوى مىدهد ، صادق باشد و موافق گفتهء شارع باشد ، از اهل نجات است و داخل بهشت مىشود ، و اگر العياذ با لله ، مخطى باشد و از روى علم و دانش نباشد ، هالك است و داخل جهنّم خواهد شد .
قال سفيان بن عيينة : كيف ينتفع بعلمي غيرى و انا حرمت نفسي نفعها .
از سفيان بن عيينه مروى است كه مىگفته است كه : چگونه منتفع شود از علم من غير من ، در حالى كه نفس من از او منتفع نباشد و من از او محروم باشم و به آن چه مىگويم ، عمل نكنم .
و لا تحلّ الفتيا في الحلال و الحرام بين الخلق الَّا لمن كان اتّبع الخلق من اهل زمانه و ناحيته و بلده بالحقّ .
مىفرمايد كه : فتوى دادن حلال نيست در حلال و حرام در ميان خلق ، مگر از براى كسى كه متابعت او ، حقّ را بيشتر از متابعت اهل زمان خود و ناحيهء خود باشد ، يعنى : افضل و اتقى و اصلح شهر خود باشد و در آن شهر و ناحيه ، در فضيلت و
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 395
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٩٥