ثمّ الحكمة ، ثمّ التّقوى ، ثمّ حينئذ ان قدر .
مىفرمايد كه : مفتى را لا بدّ و ناچار است از شناختن چند چيز ، تا تواند فتوى داد :
يكى - شناختن معانى قرآن . خصوص ، شناختن معانى آياتى كه احكام شرع از آنها مستنبط است .
دوم - شناختن حقايق سنن . يعنى : علم داشتن به احاديث پيغمبر و ائمّه عليهم السّلام و راه بردن به ظواهر و بواطن اشارات و تأويلات و صحّت و فساد سندهاى احاديث و روات و آداب آن .
سوم - فرق كردن مسائل اجماعيّه از اختلافيّه و اطَّلاع يافتن بر اصول اجماعيّات و اختلافيّات .
چهارم - ترجيح دادن و قادر بودن بر آن .
پنجم - عدالت يعنى : ملكهء راسخهء داشتن بر اتيان اوامر و اجتناب از منهيّات و عدم اصرار بر صغاير .
ششم - حكمت يعنى : ملازم مروّت و حميّت بودن ، و در كارها ميانه رو بودن و از افراط و تفريط احتراز نمودن .
هفتم - تقوى و پرهيزكارى داشتن و از محرّمات و شبهات اجتناب نمودن .
حاصل آن كه اگر كسى تواند كه موصوف به همهء اين صفات باشد ، فتوى مىتواند داد اگر قادر بر اجراى احكام باشد وگر نه ، نه .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 397
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٩٧