سوم آن كه - مشفق و مهربان باشد به متعلَّم ، چه به قدر اشفاق معلَّم ، افاضهء علوم به متعلَّم مىشود .
چهارم آن كه - تعليم او خالص باشد از أغراض فاسده ، كه بدون اخلاص ، توفيق به هيچ كار ميسّر نيست ، خصوص تحصيل علم .
پنجم آن كه - حليم باشد و حلم نزديك به رفق است و تفاوت به طبيعى بودن اوّل است و كسبى بودن ثانى .
ششم آن كه - صبر و شكيبايى داشته باشد كه در تحقيق مسائل به تأنّى و درنگ پيش رود و از سرعت و عجله محترز باشد و با متعلَّم اگر مدركش پست باشد ، خشونت نكند .
هفتم آن كه - بذل علم كند . يعنى هر گاه كسى را قابل تربيت داند و آن كس از او طلب تعلَّم نمايد ، مضايقه نكند ، چرا كه چنان كه گذشت از براى هر چيز زكات است و زكات علم نشر علم است .
و المتعلَّم يحتاج إلى رغبة و ادارة و فراغ و نسك و خشية و حفظ و حزم .
يعنى : متعلم نيز محتاج است به چند صفت :
يكى آن كه - رغبت بسيار به تحصيل علم داشته باشد ، كه تا به حكم : « من طلب شيئا و جدّ ، وجد و من قرع بابا و لجّ ، ولج » ، به مطلب فائز شود . چه ، در تحصيل هر كار ، خصوص علم كه اهمّ كارها است و اشقّ شغلها ، اهتمام و سعى بسيار در كار است و هر كه را رغبت نيست ، جدّ نيست و جدّ كه نيست ، علم نيست .
دوم آن كه - ارادهء جزم داشتن و سخت شدن ، به حيثيّتى كه اگر سنگ ببارد ، سر از شغل مطالعه و مباحثه بر ندارد و هيچ شغل و كار را مانع او نگرداند .
سوم آن كه - فارغ البال بودن و هيچ كار با او جمع نكردن ، وگر نه هيچ كدام كما ينبغي حاصل نخواهد شد .
چهارم آن كه - به عبادت و تقوى بودن ، چرا كه علم ، صفتى است بس شريف ، و
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 389
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٨٩