كمالى است بس منيف ، و در محلّ خسيس جا نمىكند .
پنجم آن كه - ملازم خوف الهى بودن .
ششم آن كه - از هر چه منافى حفظ است ، اجتناب كردن ، تا قوّت حافظه ، ضعيف نشود كه قوّت حفظ از براى تحصيل علم ، معين قوى است .
هفتم آن كه - مقوّيات تعقّل به كار بردن و از منافيات آن ، احتراز نمودن و بيدارى و سحر خيزى را ملازم بودن .
حاصل آن كه : از براى تحصيل علم ، هر زحمت كه كسى به خود راه دهد ، گنجايش دارد ، و از براى رسيدن به او ، از هر مطلب عالى مىتوان گذشت .
حديث است كه : « اوّل ما يوضع في الميزان ، العلم و الخلق الحسن » . و اوّل خلعتى كه بر دوش حضرت آدم عليه السّلام كشيدند ، علم بود . كه : * ( وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ) * ( بقره - 31 ) ، و بعد از او ، ميراث جملهء انبيا گشت و سر دفتر مقامات و احوال همهء اوليا آمد . و اين ، همان علم است كه خليل جليل فرمود : * ( إِنِّي قَدْ جاءَنِي من الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ ) * ( مريم - 43 ) . و يعقوب عليه السّلام گفت : * ( إِنِّي أَعْلَمُ من الله ما لا تَعْلَمُونَ ) * ( يوسف - 96 ) . و از حال خضر خبر دادند كه : * ( وَعَلَّمْناه من لَدُنَّا عِلْماً ) * ( كهف - 65 ) . و جاى ديگر فرموده : * ( وَلُوطاً آتَيْناه حُكْماً وَعِلْماً ) * ( انبياء - 74 ) . و گفت : * ( وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَسُلَيْمانَ عِلْماً ) * ( نحل - 15 ) . و در حقّ مهتر و بهتر عالم فرمود : * ( وَعَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ ) * ( نساء - 113 ) . * ( وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً ) * ( طه - 114 ) . و اين علم ، قطرهاى است از بحر محيط علم قديم ، كه آن صفت پاك خداوندى است جلّ جلاله ، همچو صفتهاى ديگر ، چون حيات و قدرت و سمع و بصر و كلام و امثال آن . و همچنان كه روح و جسم آدم صفى عليه السّلام از قدرت و حكمت در وجود آمد ، اين علم كه منبع اخلاق او بود هم ، بر آن ترتيب به دو قسم نازل شد ، كسبى و قدرتى :
آن چه قدرتى بود ، بر عطاى محض بىعلَّت تعلَّق گرفت .
و آن چه حكمتى بود ، به جهد و كسب مردم حواله گشت .
قسم عطائى انبيا را آمد ، « فحسب » .
اين قسم كه كسبى بود ، بر جملهء ذريّت بنى آدم به نسبت مراتبى كه در اصل
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 390
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٩٠