احاطهء علمى ، نه مكانى . و همچنين ساير صفات الهى را ، از صفات نفس مىتوان فهميد و به فكر و تأمّل ، راه به او مىتوان برد .
بعضى ، از اين حديث شريف ، استدلال كردهاند به بداهت معرفت واجب الوجود ، و بعضى استدلال كردهاند به امتناع معرفت ذات و صفات الهى . و جمع ميان قولين به كنه و به وجه است ، چنان كه به اندك تأمّل ظاهر مىشود .
ثمّ عليك من العلم بما لا يصحّ العمل الَّا به و هو الاخلاص .
مىفرمايد كه : بعد از آن كه علم به احكام شرع و معرفت نفس و معرفت واجب الوجود ، في الجملة حاصل كردى ، لازم است بدانى كه هيچ عمل ، خواه واجب و خواه سنّت و خواه حرام و خواه مكروه ، بى اخلاص خالص به درجهء صحّت نمىرسد و به حليهء قبول در نمىآيد .
قال النّبيّ صلَّى الله عليه و آله : نعوذ با لله من علم لا ينفع ، و هو العلم الَّذي يضادّ العمل بالاخلاص .
حضرت رسالت پناه صلَّى الله عليه و آله فرموده است كه : پناه مىبريم ما به خداوند عالم ، از علمى كه نفع نداشته باشد و آن علمى است كه مقارن عمل نباشد و از اخلاص خالى باشد و باعث و داعى به آن علم ، نجات از عذاب و قرب الهى نباشد .
و اعلم انّ قليل العلم يحتاج إلى كثير العمل ، لانّ علم ساعة يلزم صاحبه استعمال طول العمر .
يعنى : بدان كه علم اندك ، مستدعى عمل بسيار است ، چرا كه تحصيل يك مسئله يا بيشتر ، زيادة از يك ساعت يا نيم ساعت نيست و عملش در تمام عمر است . حاصل آن كه علم از براى عمل است و علمى كه عمل با او نيست ، و بال است و در آخرت موجب عقاب و نكال است .
قال عيسى بن مريم عليه السّلام : رأيت حجرا مكتوبا عليه : اقلبني ، فقلبته ، فإذا
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٨٦