تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
كه بهشت است و عرض آن سى هزار ساله راه است ، در آن صحرا ذرّيّات آدم را به شكل مورچه از صلب آدم بيرون آورد و بعد از خلق حيات و عقل و نطق ، عرض ربوبيّت خود به ايشان كرد . و نقل است كه پيغمبران در ميان ذرّيّات آدم به شكل مورچه هاى خرد بودند و مانند چراغها درخشان بودند . حضرت آدم عليه السّلام در ميان آنها نورى ديد كه روشنى او بر آن چراغها غالب بود . گفت : بار خدايا ! اين كيست ؟ گفت : اين پيغمبرى است از فرزندان تو . گفت : عمر او چند باشد ؟ فرمود : شصت و چيزى ، گفت : بار خدايا عمر او را افزون كن ، ندا رسيد كه : قلم تقدير چنين رفته و تغيير آن مصلحت نيست . و چون أخذ ميثاق نمود از ذرّيّت آدم ، ايشان را فرمود كه به پشت آدم عليه السّلام مراجعت كنيد تا از شما يكى مانده باشد ، من قيامت را قائم نكنم . و قيل لمحمّد بن الحنفية رضى الله عنه : من ادّبك ؟ قال : ادّبنى ربّى في نفسي ، فما استحسنته من اولى الالباب و البصيرة تبعتهم به و استعملته ، و ما استقبحته من الجهّال اجتنبته و تركته مستنفرا ، فأوصلني ذلك إلى كنوز العلم . از محمّد بن حنفيّه كه پسر حضرت امير است عليهما السّلام پرسيدند كه : أدب از كه آموختى ؟ گفت : از پروردگار خود أدب فرا گرفتم ، به اين طريق كه كرامت كرد در من قوّتى كه من به سبب آن قوّت ، تميز مىكنم ميان خوب و بد ، و هر چه از صاحبان علم مىبينم و در نظر من پسنديده است ، عمل مىكنم و متابعت ايشان مىكنم . و هر چه از جاهلان مىبينم و در نظر من ناپسند است ، از او نفرت كنان دورى مىنمايم ، و به اين سبب ، رسيده‌ام به خزانه هاى علم . و لا طريق للاكباس من المؤمنين أسلم من الاقتداء ، لانّه المنهج الاوضح و المقصد الاصحّ . يعنى : هيچ راهى براى مؤمن زيرك ، سالمتر از اقتدا نيست ، چرا كه اقتدا راهى