تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
دوم - طمع از ريا در وجود آيد و اين نوع خاصّتر است ، زيرا كه منبع او نفس انسانى است و ساير حيوانات را در اين معنى ، مدخلى نيست و اين طمع از اين حاصل آيد ، كه شخصى مالى نفقة كند ، يا طاعتى به جاى آرد ، يا به كار خيرى اقدام نمايد و مقصودش اين نباشد كه ثواب آخرت حاصل كند ، يا در طلب رضاى حقّ « جلّ و علا » كوشد ، بلكه نفس او را ، طمع قبول خلق و زيادتى شهرت و ذكر خير و نشر محامد و امثال اين باشد . چنان كه اكثر خلق از خاصّ و عامّ و وضيع و شريف ، مبتلا به اين معنى شده‌اند « الَّا ما شاء الله » . و سرچشمهء نفاق را نيز از اينجا مشاهده ميكن و طلب منصب و جاه ، و رغبت رياست و فوقيّت و امارت و حكومت ، كه به نزد اهل معرفت ، هر يكى از اينها زنّارى است عليحده ، همه را نتيجهء طمع ميدان . اگر به تحقيق بنگرى ، ريا نيز از طمع خيزد و چون اين دو صفت ، لازمهء يك ديگرند و از هم منفكّ نمىشوند ، حضرت حقّ جلّ و علا در شأن حضرت امير عليه السّلام فرمود كه : * ( إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْه الله لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَلا شُكُوراً ) * ( انسان - 9 ) . سوم - طمع از عجب ظاهر مىشود و آن را تعلَّق به نفس انسانى است . زيرا كه اين ، نه از روى احتياج است ، بلكه از راه فرط نخوت و كبر ، ناشى مىشود . چنان كه فرعون لعين كه از غلبهء عجب ، خود را بدان كبرى كه داشت و در خلقت او متمكَّن و مركوز بود ، خود را مستحقّ آن دانست كه طاعت او بر همه واجب است ، تا چنان ترك ادبى از آن بى أدب صادر شد و از جهل نفس و غرور دنيا و نخوت ملك ، « كليم الله » را بدين نوع تهديد كرد كه : « لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي ، لأَجْعَلَنَّكَ من الْمَسْجُونِينَ ) * ( شعراء - 29 ) ، و اين هر سه نوع كه تقرير كرده شد ، در اصطلاح طمع است و از جملهء مهلكات است ، و طمع ممدوح ، طمعى است كه حضرت إبراهيم خليل ، از ملك جليل كرد و گفت : * ( وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ) * . ( شعراء - 82 )