تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
اين شرح موافق نسخه‌اى است كه در « وجد الشّكر » عطف باشد و در « فيكون » ، « فا » باشد . امّا بنا بر نسخه‌اى كه در اوّل « واو » عطف نباشد و در ثانى به جاى « فا » ، « واو » باشد . « وجد الشّكر » ، جزاى شرط خواهد بود و معنى « وجد الشّكر عليه حاصلا » ، « وجد عمله مقبولا » خواهد شد ، از بابت : « شكر الله سعيه ، و فلان سعيه مشكور » . و از جملهء عيبهاى ريا و نقايص او ، آن است كه متولَّد مىشود از ، او صفت عجب ، و نيز رذيلهء هوا از او تربيت مىيابد . و اغلب آن است كه ريا از باطن قومى بروز مىكند كه ، به صفت نفاق موصوف باشند . چنان كه در قرآن مجيد است كه : * ( الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ رِئاءَ النَّاسِ وَلا يُؤْمِنُونَ بِالله وَلا بِالْيَوْمِ الآخِرِ ) * ( نساء 38 - ) ، و جاى ديگر فرموده : * ( وَلا يَذْكُرُونَ الله إِلَّا قَلِيلًا ) * ( نساء - 142 ) . غريبى ، شبى در مسجدى نزول كرد و سگى پيش از او در گوشهء مسجد خفته بود . چون ساعتى از شب بگذشت ، سگ بر خود بجنبيد . آن غريب پنداشت كه شخصى از اهل محلَّه است . به اميد آن كه بامداد اهل آن محلَّه را از حال خود اعلام كند و او را در ميان ايشان قبولى و شهرتى باشد ، بى وضو به نماز ايستاد و تا صبح دست و پا مىزد و نماز بى وضو به جهت ريا مىكرد ، چون هوا روشن شد سگ گوشها بجنبانيد و از مسجد بيرون رفت . مريد همه شب به طاعت مشغول بود ، چون بامداد شد ، بينى پر خاك و دامن و ريش پر باد ، به نظر شيخ آمد ، تا شيخ اصحاب را از حال او خبر دهد ، شيخ آن كدورت بى صفا را مشاهده كرده گفت : امشب به كدام كوره مبتلا شده‌اى كه تو را از جهود خيبر ، بدتر مىبينم .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 319 | المنسوب للإمام الصادق ( ع ) / سيد محمد ناصر گيلانى / عبد الرزاق گيلاني