آدم كه اخراج از بهشت باشد ضرر ، به خود او رسيد و محروم از رحمت الهى شد و به حضرت آدم عليه السّلام نرسيد مگر نبوّت و اصطفا و رفعت شأن و اجتبا ، و علوّ مكان و هدايت مردمان .
فكن محسودا و لا تكن حاسدا ، فانّ ميزان الحاسد ابدا ضعيف بثقل ميزان المحسود .
پس باش هميشه محسود خلايق ، كه ديگران بر تو حسد برند و مباش حاسد كه بر كسى حسد برى ، چرا كه ميزان حسود ، هميشه سبك است و ميزان محسود سنگين ، و چون حسود هميشه به از خود مىبيند ، هميشه در غم و غصّه است كه چرا مال او را من نداشته باشم ؟ و او چرا مثل من نباشد ؟ و الرّزق مقسوم .
يعنى رزق هر كسى موافق قسمت أزلي و تقدير سرمدى ، مطابق حكمت و مصلحت و مناسب حال هر كسى به او مىرسد ، پس حسد بردن به كسى ، نه باعث زيادتى روزى حاسد مىشود و نه نقصان روزى محسود . چنان كه مىفرمايد : فما ذا ينفع الحسد الحاسد ؟ و ما ذا يضرّ المحسود الحسد ، الحسد أصله من عمى القلب ، و جحود فضل الله ، و هما جناحان للكفر .
مىفرمايد كه : حسد ، اصل او و منشأ او ، كورى دل است و راه نبردن به حقّ و انكار كردن فضل الهى ، و كورى دل و انكار فضل الهى ، پر و بال كفرند و قوّت كفر و زور او به اين دو صفت است . پس رسيد كه ، حسد حاصل نمىشود مگر از كفران نعمت الهى .
و بالحسد وقع ابن ادم في حسرة الابد ، و هلك بذلك مهلكا لا ينجو منه ابدا .
و به سبب حسد و از راه حسد ، افتاد پسر آدم كه قابيل باشد ، در حسرت
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 322
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٢٢