تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
العبادات الظَّاهرة . مىفرمايد كه : اكثر ريا در اعضاى ظاهره و افعال ظاهره مىرود . مثل چشم . رياى چشم : عبارت از نگاه كردن از روى عجز و انكسار است . يعنى : از روى سالوسى نگاه كند كه تا مردم به حكم : « الظَّاهر عنوان الباطن » از خضوع ظاهر ، به خضوع باطن منتقل شوند ، و او را صالح و متّقى دانند . و وجه تخصيص به بصر ، زيادتى ظهور او است در بصر . در افعال ظاهره هم ريا مىرود ، مثل نماز و حجّ و جهاد و قرائت قرآن و ساير عبادات ظاهره ، و در ميان عملها ، عملى كه ريا در او كمتر راه دارد ، روزه است . و از اذكار : « لا إله الَّا الله » . از اين جهت روزه به شرف نسبت « الصّوم لي » ، مشرّف شد . و ذكر مذكور به شرف : « من كان أخر قوله : لا إله الَّا الله ، دخل الجنّة » ، به حليهء زينت در آمد . و رياى اكل : به دو طريق متصوّر است : يكى - كم خوردن به قصد فريب مردم . دوم - بسيار خوردن به قصد تنفّر مردم از او ، و اين جماعت را ملامتيّه مىگويند . و به همين قياس ، تكلَّم و مجالست و غير اينها . و من أخلص لله باطنه ، و خشع له بقلبه ، و راى نفسه مقصّرا بعد بذل كلّ مجهود ، وجد الشّكر عليه حاصلا ، فيكون ممّن يرجى له الخلاص من الرّياء و النّفاق ، إذا استقام على ذلك في كلّ حال . مىفرمايد كه : هر كه خالص كرد باطن خود را از براى خدا ، از لوث مشتهيات نفسانى و در ظاهر و باطن و از دل و زبان ، ملازم خضوع و خشوع شد و با اين مراتب ، معترف به تقصير خود شد و وقعى و اعتبارى به خود و عبادت خود راه نداد و در هر مرتبه خود را مقصّر دانست و از طريقهء شكر گزارى تجاوز نكرد و انحراف نورزيد ، به همين حال مستقيم و باقى ماند ، چنين كسى با اين شرايط مىتوان گفت كه : از ريا خالص و به اين رذيله موسوم نيست .