منبّهى است اهل بصيرت را ، از براى موت و تأييد قوى است از براى ثبوت معاد چنان كه فرموده : فانّ النّوم أخو الموت ، فاستدلّ بها على الموت الَّذي لا تجد السّبيل الى الانتباه فيه ، و الرّجوع إلى اصلاح ما فات عنك .
يعنى : به تحقيق كه خواب ، برادر مرگ است . چنان كه در مرگ ، تعطيل حواسّ و قوى است ، خواب نيز چنين است . يا آن كه برادرى ، به اعتبار قرب و نزديكى خواب باشد به موت . يعنى : خواب به موت نزديكتر است تا بيدارى ، چرا كه در عالم خواب ، علاقهء روح به بدن كم مىشود و در تعلَّق گرفتن به بدن و بيدار شدن ، محتاج به رخصت است كه اگر از جناب احديّت مرخّص بشود و تعلَّق بگيرد ، بيدار شود وگر نه ، بالكلَّيّه قطع تعلَّق نمايد ، تا موت حقيقى باشد . نيز فرموده است كه :
حكيم على الاطلاق ، به حكمت كاملهء خود ، خواب را نمونهء مرگ كرد ، تا اهل بصيرت استدلال كنند از خوابى كه شبيه به موت است و امكان بيدارى دارد ، به موتى كه احتمال بيدارى ندارد ، مگر روز بعث و تلافى . و تدارك ما فات در او ميسّر نيست و جز ندامت و پشيمانى حاصل نه . تا آدمى از هر خوابى كه بيدار شود ، از خواب غفلت نيز بيدار شود و شكر الهى بجا آرد ، كه به توفيق الهى ، توفيق بيدارى يافت و تدارك ما فات مىتواند كرد . و خوابى نبود كه بيدارى نداشته باشد و از آن خواب انديشه كند و از فعل طاعت و اجتناب از معصيت ، تقصير نكند . از اين جهت سجود كردن بعد از خواب و خواندن دعاى : « الحمد لله الَّذي أحياني بعد ما أماتني ، اليه البعث و إليه النّشور » ، سنّت است .
و من نام عن فريضة او سنّة او نافلة فاتته بسببها ، فذلك نوم الغافلين ، و سيرة الخاسرين ، و صاحبه مفتون ، و من نام بعد فراغه من اداء الفرائض و السّنن ، و الواجبات من الحقوق ، فذلك نوم محمود .
مىفرمايد كه : هر كه بعد از دخول وقت نماز واجبى يا سنّتى و پيش از اداى نماز
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 286
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٨٦