مرارت شراب صديد و زقّوم نچشيدى ، بلكه حاجبان وجود ، اجزاى متفرّقهء او جمع گردانند ، و او را عريان و حيران ، از خاك برانگيزانند ، و در مجمع محشر و موقف فزع أكبر ، رسوائى افعال او را بر او خوانند ، و اگر « عياذا باللَّه » ، قطرهاى از بحار رحمت غفّار ، دستگير آن سرگشته نگردد ، آن بيچاره به گرفتارى عذاب ابدى درماند .
پس كسى كه احوال اول و اوسط او ، آن است كه شنيدى و در آخر چنين خطرى در پيش دارد ، چه جاى آن است كه شادى و فرح به خود راه دهد . ؟ ! و جميع انبيا و اوليا از خوف اين خطر ، حظوظ جسمانى از خود بريدهاند و بهبود خود را در عدم خود ديده ، حضرت ختمى پناه « عليه و آله تسليمات الاله » ، با كمال قرب به جناب احديّت ، گفتى : « يا ليت ربّ محمّد لم يخلقه » ، هر گاه اين حال مهتر عرصهء نبوّت و سرور صفوف ميدان ولايت باشد ، امثال ما مفلسان تيره روزگار ، بدين معنى اولىتر و غلبهء خوف و خشيت به حال ما ، لايقتر ، با اين همه مراتب ، گنجايش عجب دارد كه كسى به خود راه دهد ؟ ! و به سمت كبر ، كه أرذل سمات است ، موسوم شود ؟ ! بلكه اگر تمام عمر به گريه و ناله گذراند سزا است ، و از تنعّمات ، به علف صحرا اكتفا كند ، روا است .
فمن اعجب بنفسه في فعله ، فقد ضلّ عن منهج الرّشاد ، و ادّعى ما ليس له ، و المدّعى من غير حقّ كاذب ، و ان اخفى دعواه و طال دهره .
پس ، هر كه به طاعت و عبادت خود ، عجب كند ، و به عمل ناقص خود ، فخر نمايد . به تحقيق و يقين كه او گمراه شده است و از راه راست گشته است و مرتبهء زيادة از مرتبهء خود ، دعوى كرده است . چرا كه كبر رداى الهى است و سزاوار مرتبهء خدائى است كه از جميع نقايص برى است . نه لايق مرتبهء امكانى ، كه به اكثر عيوب معيوب است و به اكثر نقايص ، موسوم . و هر كس چنين دعوى كند ، در دعوى خود كاذب است ، هر چند دعواى خود به كس اظهار نكند و هر چند زمان بسيار به او بگذرد .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٦٥