تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
گريه و استغاثه است ، چنان كه مذكور شد . و ربّما حسبت انّك ناصح للخلق ، و أنت تريدهم لنفسك ان يميلوا إليك . و بسا باشد كه تو نصيحت كنى مردم را و به اعتقاد خود كار خوب مىكرده باشى و در باطن ، غرض تو جلب قلوب ايشان باشد ، نه تخويف الهى . محقّقين گفته‌اند كه : اگر واعظ از متابعت اقوال و افعال انبيا ، محروم باشد و مقصود او از وعظ طلب شهرت و اظهار فضل خود باشد ، سخن او در صورت و معنى ، مؤثّر نيايد بلكه باطن مستمع را از كدورت غفلت او ، آفتهاى عظيم رسد . عزيزا ، علماى حقيقى و مشايخ معنوى ، چون قدم مبارك بر منبر وعظ نهند ، جبّه و دستار عرض ندهند و هر طاعت كه اداى آن بر خلق مستحبّ است ، بر خود سنّت دانند . چنان كه در شأن اهل كتاب آمد : * ( أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ ؟ ! ) * ( بقره - 44 ) و اين امّت نيز در اين معنى داخلند . بعضى به صورت علما ، به زرق و ريا ، آستين افشان و دامن كشان ، بر سر چوب پاره‌اى بر آيند و براى جرّ منفعت از طريق تلبيس ، خود را مضحكهء ابليس سازند ، و بعضى در لباس فقر به جهل و تقليد ، سجّاده بر دوش و از غايت غفلت ، بى عقل و هوش . عزيز من ، كاملى بايد كه ناقصان را وعظ گويد ، بيدارى بايد كه خفتگان را بر انگيزد ، ندانسته‌اى كه نابينا ، راهبرى را نشايد ، از بيماران طبيبى نيايد .
بر سر چوب اگر بود سر خر دزد را از نهيب آن چه حذر شكلش از دور ، هيبت انگيز است ليك نامش بپرس ، پاليز است محتسب را چو رند بيند مست هرگز از كار خود ندارد دست
و ربّما ذممت ، و أنت تمدحها على الحقيقة . و بسا باشد كه ذمّ نفس خود مىكرده باشى و غرض تو از اين ذمّ ، نباشد مگر مدح خود .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 243 | المنسوب للإمام الصادق ( ع ) / سيد محمد ناصر گيلانى / عبد الرزاق گيلاني