براى خدا و در راه خدا بود و نفع اخروى در او بود ، سنگ را از دهن بيرون كرده مىگفتهاند وگر نه ، نه .
و انّ كثيرا من الصّحابة رضى الله عنهم ، كانوا يتنفّسون الصّعداء ، و يتكلَّمون شبه المرضى .
بسيارى از صحابهء آن حضرت ، اكثر اوقات ، ساكت بودهاند و آه بلندى از سينهء پر درد مىكشيدهاند . و به سبيل ندرت كه حرفى مىزدهاند ، حرف زدن ايشان شبيه بود به حرف زدن بيماران ، كه از روى ضعف و خستگى باشد .
و انّما سبب هلاك الخلق و نجاتهم ، الكلام و الصّمت .
و به درستى و راستى كه ، نيست هلاكت خلايق و نجات ايشان ، مگر در حرف زدن و خاموش بودن . يعنى : هلاكت در حرف زدن و نجات در خاموشى .
فطوبى لمن رزق معرفة عيب الكلام و صوابه ، و فوائد الصّمت ، فانّ ذلك من اخلاق الانبياء ، و شعار الأصفياء .
يعنى : خوشا حال كسى كه راه برده است و تميز كرده است ، ميان كلام معيوب و كلام درست . يعنى : دانسته است كه كلام معيوب ، كلامى است كه مشتمل باشد بر غيبت مسلمانان ، يا هجو و لغو و دروغ و مثل اينها . و كلام درست ، كلامى است كه گفتنش ضرور باشد ، يا روا باشد و ضرر دينى بر او مترتّب نشود . و خوشا حال كسى كه راه برده است بر فوائد صمت و خاموشى ، كه هر كه راه به او برد ، البتّه اختيار صمت مىكند و از رذيلهء پر گويى نجات مىيابد . چرا كه صمت از اخلاق پيغمبران است و شعار اصفيا و برگزيدگان است .
و من علم قدر الكلام احسن صحبة الصّمت .
هر كه دانست قدر كلام را و راه به نقايص او برد البتّه اختيار مىكند صمت را و لب به تكلَّم نمىگشايد ، مگر به ضرورت . يا مراد اين باشد كه هر كه دانست قدر
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٩٩