تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
عالم چون هر چه مىگويد ، از دانش مىگويد و در گفتگو خجالت نمىكشد ، و مع هذا ملازم صمت و خاموشى است . پس خاموشى ، زينت است از براى او . و فيه عزل الهوى . و نيز خاموشى و كم گويى ، باعث دورى است از خواهشهاى نفسانى . چرا كه نفس آدمى بالذّات ، ميل دارد به شنيدن لغو ، و اختيار صمت با وجود ميل به نقيض ، موجب بازداشتن نفس است از خواهشهاى او ، و حبس نفس از خواهشها با وجود ميل ، رياضت است . از اين جهت فرمود كه : و رياضة النّفس . يعنى : در صمت ، رياضت نفس است . و حلاوة العبادة ، و زوال قساوة القلب . و نيز از جملهء فوايد خاموشى ، ادراك كردن لذّت عبادت است و زايل شدن قساوت دل . چرا كه نفس آدمى ، به مثابهء آينه است . چنان كه آئينه به تعاقب نفس ، چركين و تيره مىشود . با وجود كثافت جرم آئينهء محسوس ، آئينهء باطن كه نفس است با وجود تجرّد و صفاى جبلَّى ، چرا چركين و كثيف نشود از بسيار گفتن ؟ ! و اين وقتى است كه گفتن مشتمل بر مناهى نباشد ، كه اگر باشد با وجود قساوت ، موجب عذاب و عقاب نيز خواهد بود . و العفاف و المروّة . و نيز در صمت عفّت است از ارتكاب مناهى . چه به حكم : « من رتع حول الحمى كاد ان يقع فيه » ، هر كه بسيار مىگويد ، نمىشود كه از گفتن بد و منهى محفوظ باشد . از اين جهت ، كمگوئى مورث عفّت نفس است . و نيز در صمت ، مروّت است ، چرا كه معنى مروّت ، عمل كردن است به آن چه لايق و سزاوار باشد . و لايق به زبان چنان كه مذكور شد ، تنطَّق به ضروريّات است ، خواه ضرورى دنيوى و خواه عقبى .