و الظَّرف .
و نيز كم گويى ، مورث ( كياست و ) حسن خلق است ، چه بسيار گفتن و بسيار شنيدن ، خلق را تنگ مىكند .
فأغلق باب لسانك عمّا لك منه بدّ ، لا سيّما إذا لم تجد اهلا للكلام ، و المساعد في المذاكرة لله و في الله .
مىفرمايد كه : هر گاه دانستى كه مفاسد و معايب بسيارگويى ، بسيار است . پس در به روى زبان ببند و قفل او را مگشا ، مگر وقتى كه ضرور شود . خصوص وقتى كه نيابى كسى كه از براى خدا و در راه خدا با او تكلَّم توان كرد و اهليّت اين داشته باشد و درد سخن داشته باشد و به سخن برسد و حقّ در او اثر كند .
و كان الرّبيع بن خثيم يضع قرطاسا بين يديه ، فيكتب كلّ ما يتكلَّم به ، ثمّ يحاسب نفسه في عشيّته ماله و ما عليه ، و يقول : اه ، نجا الصّامتون و بقينا .
ربيع پسر خثيم ، كه صفتش را دانستى ، طريقش آن بوده كه در اوّل هر روز ، پارچهء كاغذى پيش خود مىگذاشت و هر چه مىگفت ، مىنوشت . و در شام نوشته ها را مىخواند و با نفس خود محاسبه مىكرد و مىگفت : آه كه : نجات يافتند خاموشان و كم گويان و ما بسيارگو ، ماندهايم در عين تقصير و گناه . و معلوم است كه هر گفتنى كه بايد نوشته شود ، چه قدر خواهد داشت و چه قدر خواهد بود .
و كان بعض اصحاب رسول الله صلَّى الله عليه و آله يضع حصاة في فمه ، فإذا أراد ان يتكلَّم بما ، علم انّه لله و في الله و لوجه الله ، أخرجها من فمه .
مىفرمايد كه : بود طريق بعضى از اصحاب پيغمبر صلَّى الله عليه و آله ، كه مىگذاشتهاند سنگى در دهن خود ، و هر گاه خواستهاند كه حرفى بگويند ، با خود فكر مىكردهاند اگر از
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 198
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٩٨