به همين ترتيب پايان مىيابد و مطابق آنها حكّام درجهء دوّم با پيشنهاد ( با عرض ) بيگلربيگىها توسط شاه منصوب و معزول مىشوند « 164 » .
علت اينكه در ادوار بعد بيگلربيگى حق داشت شخصا حكّام زيردست خود را عزل و نصب كند در مآخذ كثير المشاغل بودن ذكر شده است . بيگلربيگى در اين زمان شخصا حكومت تمام نواحى زير فرمان خود را بهعهده داشت . بنابراين تمام حكّام درجهء دوّم مأمور ( داروغه ) شخصى او محسوب مىشدند . قبلا « 165 » گفتيم كه امامقلى خان چندين حكومت را شخصا به عهده داشت . اسكندر منشى مىگويد كه « امراى تا بين او كه به حكومت اشتغال دارند چون عزل و نصب ايشان منوط به رأى بيگلربيگى مذكور است اسامى ايشان معلوم مسوّد اوراق نبود » « 166 » .
هرگاه پادشاه به سن بلوغ نرسيده بود و يا بهكار مملكتدارى چندان عنايتى نمىكرد با واگذارى حكومت نواحى مختلف اغلب تحت نفوذ امراى مقتدر قزلباش قرار مىگرفت و اين مطلب در ابتداى دورهء سلطنت شاه طهماسب اول ( 984 - 930 - 76 - 1524 م . ) و از زمان بر تخت نشستن شاه محمّد ( 985 - 1578 م . ) تا سالهاى اوّل سلطنت شاه عباس اوّل ( 1038 - 995 - 1629 - 1587 م . ) صدق مىكند « 167 » .
طبيعى است كه گاهگاه در اين قبيل موارد زنان شاهنشاه نيز سهم عمدهاى به عهده
هامش
( 164 ) - رجوع شود به تذكرة الملوك ، صa. در زمان شاه سليمان يك بيگلربيگى حكومت را براى اين خان يا آن بيگ « عرض و استدعا مىكرد ، و پس از آن فرمان صادر مىشد ( رجوع شود به رياض الفردوس ، ص 362 و بعد از آن ) .
( 165 ) - رجوع شود به همين فصل كتاب بند الف :
ملاحظات تاريخى و جغرافيائى نمرهء 11 و 12 مربوط به فارس و كوهگيلويه چنان كه گذشت .
( 166 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 1088 .
( 167 ) - رجوع شود به تاريخ ايلچى نظام شاه ، صa36 وb43 كه در آنجا اين مطلب در مورد شاه طهماسب اول به وضوح مذكور است . در تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 381 همين امر براى شاه عباس اول ذكر شده است .