داشتهاند « 168 » . در اواخر دورهء صفويه اعمال نفوذ خواجگان در كار تنصيب حكّام روزافزون بود « 169 » .
تا زمانى كه حكّام منحصرا از امراى قزلباش انتخاب مىشدند عزل بىسبب هرحاكمى ممكن بود قزلباشها را ناراحت و آزرده خاطر سازد . با سلب قدرت از قزلباشها زمينه از هر جهت براى تبعيض و سپردن كار به سوگلىها آماده شد : يكى از مآخذ ارمنى مربوط به اواخر دورهء صفويه چنين گزارش مىدهد كه قبل از آن حكّام ، وزرا و غيره را نمىشد به اين سهولت تعويض كرد و عزل آنها همواره مبتنى بر رسيدن شكاياتى از ايشان بود . در دورهء شاه سلطان حسين ( 35 - 1105 - 1722 - 1694 م . ) يك شهر يا يك ايالت فقط در عرض يك سال چندين حاكم به خود مى - ديد . از آنجا كه آنها خود با ارسال تحف و هدايا به حكومت رسيده بودند مىكوشيدند حتى المقدور زيردستان را از خود نرنجانند « 170 » . گذشته از مسافرين اروپائى صاحب مجمع التواريخ نيز از اين همه سقوط اخلاقى و انحطاط شكوه دارد : صاحب منصبان دربارى چنان حريص بودند كه از تمام كسانى كه در ايالت به « خدمتى » يا « حكومتى » منصوب مىشدند « مبالغى به عنوان حق آن شغل ( تقبل ) مىگرفتند » « 171 » .
حال هرگاه كسى رشوهء بيشترى مىداد مقام را به دو مىسپردند حتى در مواقعى كه ديگرى قبلا حكم رسمى و خلعت براى آن دريافت كرده و در راه رسيدن به محل خدمت خود بود . در چنين مواردى او را ناگزير از ميان راه باز مىگرداندند و « در اين دور و تسلسل دائما بازار عزل و نصب رواج داشت » « 172 » .
هامش
( 168 ) - در دورهء شاه اسمعيل اول : جواهر الاخبار . صb286 .
( 169 ) - دربارهء نفوذ و سهمى كه خواجگان در دادن حكومت نواحى به اشخاص در دورهء شاه سلطان حسين داشتهاند رجوع كنيد به جلد دوم سفرنامهء هانوى ، ص 103 و بعد از آن .
( 170 ) - مجموعهء گرد - آورى بروسه ، جلد دوم ، ص 204 .
( 171 ) - مجمع التواريخ ، صb52 : مبلغها بطريق نذرانه و رشوه از آن شخص بهعنوان تقبل مىگرفتند .
( 172 ) - در همان مرجع : به قاعدهء دور و تسلسل پيوسته بازار تغيير و تبديل عمال داير و رايج بود .