شاه اسمعيل اوّل ( 930 - 907 - 24 - 1502 م . ) ظاهرا به حكّام ايالات بزرگ عموما اين حق را داده بوده كه حكّام نواحى تحت حكومت خود را بهكار منصوب دارند .
در حبيب السير آمده است كه در سال 928 ( - 1522 م . ) حاكم هرات در خراسان ظاهرا به دلخواه خود حكّام درجهء دوّم را بهكار منصوب كرده است . اميرى كه بدين سبب در مشهد از كار معزول شده بود خشمناك شد و به دربار روى آورد . همينكه اين مطلب به گوش شاه رسيد امير را كه هنوز پايش به دربار نرسيده بود به مشهد بازگرداند و به او يادآور شد كه وى بايد از اوامر حاكم هرات پيروى كند .
اما حاكم هرات نيز طبق مطالب مندرج در حبيب السير به زودى با او بر سر مهر آمد و حكومت يكى از نواحى خراسان را به دو داد « 160 » . پس از بر تخت نشستن شاه طهماسب اوّل ( 930 - 1524 م . ) در فرمان انتصاب دورميش خان ، حاكم خراسان چنين ذكر شده كه حكّام و داروغگان و غيره « بايد بدانند كه وى حق عزل و نصب آنان را دارد » « 161 » . بعدها ظاهرا از اختيارات بيگلربيگىها كاسته شده است .
وقوف به آنچه مآخذ بعدى - كه همه اطلاعات خود را از حبيب السير گرفتهاند - دربارهء اوضاع و احوال خراسان در دورهء شاه اسمعيل اوّل نوشتهاند جالب توجه بسيار است .
در احسن التواريخ آمده است كه حاكم هرات حكّام درجهء دوّم را به « اشارهء » شاه بهكار منصوب مىكرد « 162 » . خلاصة التواريخ كه مقارن اواخر قرن دهم تأليف شده از حاكم مشهد چنين ذكر مىكند كه او به « حكم » شاه اسمعيل اوّل و به « استصواب » حاكم هرات حكومت مىكرد « 163 » . اطلاعات مربوط به اواخر دورهء صفويه نيز
هامش
( 160 ) - حبيب السير ، ص 384 .
( 161 ) - بهصورت خلاصه در تاريخ شاه اسمعيل و شاه طهماسب تأليف خواند مير ، صa119 ذكر شده است : . . . به نصب او منصوب و به عزل او معزول دانند .
( 162 ) - احسن التواريخ ، ص 176 .
( 163 ) - خلاصة التواريخ صb73 .