هرگاه كسى كه نامزد حكومت بود هنوز به منصب اميرى نرسيده بود بدوا حكم اميرى مىگرفت يعنى به فرماندهى طايفهاى يا قبيلهاى منصوب مىشد . در اين تشريفات معمولا يك « طبل و علم » به عنوان نشانهء اميرى داده مىشد . گاه نيز وقايع نامهها در اين مورد از اعطاى « علم و نقاره » صحبت مىكنند . آيا اينكار بدان علت بوده است كه مىخواستهاند از فردى تقدير و تمجيد خاصى كنند ؟ نمىتوان به سهولت چنين ادعائى كرد . مثلا مطلع مىشويم كه شاه طهماسب اوّل ( 84 - 930 - 76 - 1524 م . ) براى حاكم سرخس و زورآباد كه چندان اهميّتى هم نداشت به مناسبت انتصابش « علم و نقاره و اسبهاى عربى و كمر و شمشير مرصع و جقه و ساير لوازم امارت » فرستاد « 173 » . يكى از وقايعنامهها گذشته از اينها اصطلاح عربى را بهكار مىبرد و طبل و علم را مرادف « توق و نقاره » « 174 » مىشمارد . سانسون به وضوح گزارش مىدهد كه علائم و نشانههاى خاصى هم بوده است . وى مىگويد كه واليان و خانها برحسب اهميت قلمرو حكومت خود تا دوازده كرناى بزرگ نيز داشتهاند كه در بعضى از تشريفات دستور نواختن آنها را توأم با بوق « * » و طبل و نقاره مىدادهاند .
حكّام درجهء دوّم ناگزير مىبايست به طبل ، نقاره و بوق اكتفا كنند « 175 » . شاه هرگاه هوس مىكرد به اشخاص عادى نيز نقارهخانه مىبخشيد ، مثلا به يكى از فقهاى شوشتر نقارهخانه داد كه او هم « در صبح و شام به دستور خوانين عظام نوبت دولت مى كوفت » « 176 » .
هرگاه حاكم آينده امير بود فقط فرمان حكومت و خلعت مىگرفت . اين
هامش
( 173 ) - خلاصة التواريخ ، صb227 : علم و نقاره و اسپان تازى و كمر و شمشير مرصع و جقه و ساير اسباب امارت .
( 174 ) - تاريخ ايلچى نظام شاه ، صa22 وa29 .
( 175 ) - سانسون ، ص 44 .
( 176 ) - تذكرهء شوشتريه ، صb40 .
( * ) - در اصل كتاب نوشته شده « اوبوا » مترجم .