تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
سند هست كه در آنها ذكرى از لقب عاليجاه هست « 152 » . براى اهميّت اين لقب فقط كافى است يادآور شويم كه در تذكرة الملوك صاحب - منصبان دربارى و دولتى برحسب القاب خود تقسيم شده‌اند . در اين اثر « امراى معظمى كه لقب عاليجاه دارند » و آنها كه لقب « مقرب » گرفته‌اند جداجدا ذكر شده‌اند « 153 » . امراى نواحى مرزى ، يعنى واليان ، بيگلربيگىها و تمام حكّام درجهء دوّم و چهارده تن امراى دربارى « 154 » از شمار امرا هستند و ما هم در اين‌جا فقط كار خود را به بحث دربارهء آنان محدود مىكنيم . ضمنا اين را هم بگوئيم كه به تعداد امراى دربارى در مقايسه با دورهء شاه صفى ( 52 - 1038 - 42 - 1629 م . ) افزوده شده است . در اين دوره بين امراى دربارى وزير اعظم ، مستوفى الممالك و منشى مخصوص دولتى ( مجلس‌نويس ) ديده مىشوند و اين خود قابل توجه است ، زيرا صاحبان اين مشاغل اغلب از ايرانيان بوده‌اند . « 155 » توجه به اين حقيقت از نظر ما
هامش
( 152 ) - بوسه( Busse )، سندهاى شمارهء 7 و 11 . ( 153 ) - تذكرة الملوك ، صb6 ،a30 . ( 154 ) - اما در عمل چنين بود كه تنى چند از اين چهارده صاحب منصب دربارى درجهء اميرى نداشتند . در مورد قلر آقاسى و تفنگچى آقاسى رسالهء مزبور خود حاكى است كه آنها لازم نبود خان و به طريق اولى امير باشند . مثلا از زمان شاه سلطان حسين خبر داريم كه ديوان بيگى ( دستور شهرياران ، صa49 ،a151 ) و ناظر بيوتات ( دستور شهرياران ، صa239 ) در آن زمان فقط مرتبهء بيگى داشته‌اند . اما از طرف ديگر صاحب منصبان دربارى كه از جملهء اين چهارده تن نبودند ممكن بود مورد اعزاز قرار گيرند و به لقب عاليجاه ملقب شوند . در اواخر دورهء صفويه معمولا صدر ( دستور شهرياران ، صa46 ؛ تذكرة الملوك ، صa4 و بعد از آن ) و يا ايشك آقاسى حرم ( دستور شهرياران ، صb238 ) به اين لقب خوانده مىشدند . ( 155 ) - اغلب لقب اميرى به ايرانيان داده نمىشد . به هر تقدير در اواخر دورهء صفويه وزير اعظم اغلب شخصيتى بود كه بتواند مورد حمايت يك عشيره قرار گيرد ( در دورهء شاه سليمان : شيخ على خان زنگنه ؛ در دورهء شاه سلطان حسين : فتحعلى خان داغستانى و محمد قلى خان شاملو ) .
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى ) — صفحة 35 | رربورن كلاوس ميشائيل / كيكاوس جهاندارى