مقدار زياد مالياتها و پيشكشىها به دولت مركزى ارائه مىدادند و اين روشها مورد تائيد مقامهاى ادارى هخامنشيان قرار مىگرفت . معمولا پرداخت ماليات بهوسيلهء نقره - هائى انجام مىشد كه داراى كيفيت چندان خوبى نبودند . براى رفع اين نقيصه ، نقرهها به كارگاههاى معابد و دولت فرستاده مىشدند ، دوباره ذوب و تصفيه مىگرديدند ، از لحاظ كيفيت داراى عيار استاندارد مىشدند و سپس به خزانه تحويل مىگرديدند .
نسبت بهاى طلا و نقره با وزن مساوى در دولت هخامنشى ، يك به 3 / 1 13 بود .
فلزهاى گرانبهائى كه متعلق به خزانهء دولت بودند فقط به صلاحديد شاهنشاه سكه مىخوردند و تبديل به مسكوك مىشدند ، بيشتر اين فلزات سكه نخورده به صورت شمش در خزانه انبار مىشدند . مثلا زمانيكه اسكندر مقدونى هخامنشيان را شكست داد و شوش را گرفت ، در خزانه شاهى 40 هزار تالانت ( يك تالانت - 30 كيلوگرم ) شمش و فقط نه هزار تالانت مسكوك بهدست آمد . مقدار طلا و نقرهاى كه در خزانههاى دولت هخامنشى در شوش ، پرسپوليس ، بابل و شهرهاى ديگر ، هنگام پايان حكومت پارسها ، بهدست آمد ، رويهمرفته بيشتر از 630 ، 235 تالانت بود .
بنابراين ، پولهائيكه بهعنوان ماليات دولتى طى دهها سال در خزانهء شاهان اندوخته شده بود ، از گردش خارج شد ، فقط مبلغ ناچيزى از اين پولها ، بهعنوان هزينه حقوق مزدوران و نگاهدارى كاخها و دستگاه ادارى به مردم برگردانده مىشد . بههمين انگيزه پول مسكوك و حتى شمشهاى فلزات قيمتى براى انجام مبادله و بازرگانى - به اندازهء كافى جريان نداشت ، اين چگونگى زيان قابل توجهى به پيشرفت روابط بازرگانى - پولى وارد آورد و بنابراين ناگزير قسمتى از معاملات در سطح مبادله كالائى انجام مىگرفت .
در قلمرو هخامنشيان راههاى كاروانرو مهمى كه استانها و شهرهاى دورافتاده را بههم وصل مىكردند كشيده شدند ، طول اين راهها از صدها كيلومتر تجاوز مىكرد .
يكى از اين راهها از ليدى آغاز و پس از گذشتن از آسياى صغير تا بابل ادامه داشت .
راه ديگرى از بابل به شوش و سپس به پرسپوليس و پاسارگاد منتهى مىشد . راه كاروان روى كه از بابل ، اكباتان به باختر تا مرزهاى هندوستان كشيده مىشد داراى اهميت فراوان بود . منطقه درياى اژه از راه قفقاز و خليج ايسن تا سينوب به آسياى صغير منتهى مىشد .
پس از سال 518 ق . م . داريوش يكم فرمان داد كه كانال نيل - سوئز را نوسازى كنند ، اين كانال تا پايان اشغال مصر بهوسيله پارسىها قابل بهرهبردارى بود ، اما بعدها از كار افتاد و كشتىرانى در آن غيرممكن گرديد . اين كانال ، مصر را از راه درياى سرخ به پارس وصل مىكرد . اين گونه در هندوستان هم راههائى كشيده شدند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٩٢