تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
در پايان سالهاى 20 و سالهاى 30 چند فقره اصلاحات از بالا در زمينهء آموزش و پرورش ، فرهنگ و زندگى مردم انجام گرفت . به سال 1922 رويهم‌رفته 642 مدرسهء ابتدائى ، متوسطه و عالى از انواع گوناگون از دولتى گرفته تا خصوصى و دينى در سرتاسر كشور وجود داشت . شمارهء دانش‌آموزان به سال 1923 به‌طوركلى به 55 هزار تن مىرسيد . در سالهاى 1927 - 1934 قانونها و تصويب‌نامه‌هائى دربارهء آموزش عمومى و اجبارى رايگان ابتدائى و دبيرستان و آموزش عالى ، و همچنين تأسيس شبكه آموزش غير مذهبى دولت و حتى آموزشگاهها و دانشكده‌هاى علوم تربيتى وضع شدند . به موجب اين قوانين و تصويب‌نامه‌ها ، مدارس از اختيار روحانيان خارج شد و دولت ( وزارت فرهنگ ) مسئوليت اداره و نظارت كليه آموزشگاهها ازجمله مدرسه‌هاى خصوصى و بيگانگان و غيره را به عهده گرفت . به سال 1936 در سرتاسر ايران 4901 مدرسه و آموزشگاه با 257 هزار محصل ، و به سال 1940 - 8237 مدرسه با 497 هزار دانش‌آموز در ايران به وجود آمد . به سال 1929 در ايران به‌طوركلى در حدود 50 مدرسه خارجى ازجمله 25 مدرسهء وابسته به ميسيونر مذهبى امريكائى در ايران كار مىكرد . به سال 1934 دانشگاه تهران بنيان‌گذارى شد ، يك دانشكده كشاورزى در كرج و يك دانش‌سراى عالى تربيت معلم در تهران تأسيس گرديد . اما در تمام مدرسه‌هاى عالى ايران در سال 1938 فقط 4200 دانشجو تحصيل مىكردند . چند صد دانشجوى ايرانى براى تحصيل به خارجه اعزام شدند . به‌طوركلى شمارهء بنگاههاى آموزشى در ايران بىنهايت كم و نارسا بود . هزينه آموزش عمومى رويهم‌رفته به 4 % بودجه كل كشور مىرسيد . در مدرسه‌ها به ميزان چشم‌گيرى فرزندان مالكان ، بورژواها و كارمندان دولت تحصيل مىكردند . قشرهاى زحمتكش مردم ( دهقانان ، كارگران ، پيشه‌وران ) به‌طوركلى از امكان به مدرسه گذاشتن فرزندانشان محروم بودند . شماره باسوادان كشور بسيار كم بود . به سال 1935 فرمان رفع حجاب زنان از سوى رضا شاه صادر شد . زنان به دانشكده‌ها راه داده شدند و امكان يافتند در اداره‌هاى دولتى به عنوان ماشين‌نويس ، منشى و غيره كار كنند . مدارس مختلط دختران و پسران تأسيس گرديد . اما مانند پيش تعدد زوجات و و نابرابرى زن و مرد در خانواده‌ها و زندگى رواج داشت . زنان كارگر در شرايط كار مساوى از مردان همكارشان مزد كمترى مىگرفتند ، از حق انتخاب كردن و انتخاب شدن محروم بودند ، مسئله برابرى آنها با مردان در زندگى اجتماعى ، حتى مطرح نشد . نفوذ روحانيان در زندگى اجتماعى - سياسى كشور به سختى محدود گرديد . در پى انجام اصلاحات قضائى روحانيان به‌طوركلى از حق قضاوت محروم شدند . نفوذ روحانيت