فئودالى در روستاها نافذ بود . نفوذ فئودالهاى اريستوكرات از لحاظ اقتصادى و سياسى ، به ميزان چشمگيرى كاهش يافت . قشر مالكان تازه يا « اربابان » كاملا رشد كرد - اين مالكان از ميان افسران و مأموران بلندپايه و بازرگانانى كه ضمن پيكار با اريستوكراتهاى فئودال قدرت گرفته بودند ، برخاستند . مالكيت ارضى اينها بر پايهء مالكيت خصوصى به شيوه بورژوائى استوار بود ، اما براى استثمار دهقانانى كه روى زمينهاى اربابى كار مىكردند ، همان شيوهها و روابط كهن فئودالى به كار برده مىشد .
موقعيت اقتصادى و سياسى بورژوازى ملى به بهبودى گرائيد ، اگرچه اين قشر با مالكان يا اربابان پيوندى ناگسستنى داشت و از رشد جنبشهاى دموكراتيك مىترسيد ، اما بر خلاف بورژواهاى وابسته ( كمپرادور ) مىكوشيد تا از نفوذ امپرياليستهاى انگليسى بكاهد و استقلال ملى را در كشور پابرجا كند . گروههاى مالك - بورژوا تكيهگاه مهم اجتماعى رژيم رضا شاه بشمار مىآمدند .
در اين هنگام قشر روشنفكر به ميزان چشمگيرى خودنمائى مىكرد ، قسمتى از اين روشنفكران زير نفوذ ايدئولوژى بورژوازى ملى بودند و قسمت ديگر روحيهء دموكراتيك داشتند و از قشر زحمتكشان يعنى كارگران ، دهقانان و پيشهوران حمايت مىكردند ، اينان در جنبشهاى دموكراتيك به منظور پيكار با دستگاه حاكم ، شركت داشتند .
مانند پيش قشر خرده بورژوازى ( پيشهوران ، بازرگانان خردهپا و غيره ) به ميزان چشمگيرى در جامعه ايران خودنمائى مىكرد .
با افزايش شمارهء كارگران آگاهى سياسى اين طبقه رشد يافت . نقش اين طبقه به عنوان رهبر فعال نيروهاى جنبش دموكراتيك و آزادى ملى هرچه بيشتر محرز شد .
دهقانان كه مورد استثمار بيرحمانهء خانها و مالكان تازه بدوران رسيده ، بر پايه سنتهاى كهن فئودالى قرار داشتند ، پرجمعيتترين طبقهء جامعه ايران بشمار مىآمدند ، اينان با ايلات كوچنشين ، تقريبا 4 / 3 جمعيت كشور را دربرمىگرفتند .
سياست خارجى . نزديكى با فاشيستهاى آلمانى
رضا شاه در سالهاى 30 از سياست روابط حسن همجوارى با اتحاد شوروى كه بيگمان به سود ايران تمام مىشد و باعث استوارى استقلال اقتصادى و سياسى كشور مىگرديد ، روى برتافت . به سال 1937 دولت ايران پيمان سعدآباد را امضاء كرد ، به موجب اين پيمان ايران به منزله يكى از حلقههاى مهم زنجير سياست انگليسها و دولتهاى ديگر امپرياليستى بشمار آمد كه درعينحال به منظور محاصرهء كشور اتحاد شوروى و جدا نگاهداشتن