تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
افتاد ، پس از آن آنشان قدرت گرفت ، و تقريبا در حدود 1900 / 1850 سال ق . م . اپارتى « دودمان پادشاهى آنشان و شوش » را بنيان نهاد . اين دودمان تا پيش از قرن شانزدهم ق . م . اتحاديه ايلام را استوارتر از پيش نگهداشت . راست است كه هم‌اكنون در قلمرو كشور چند فرمانروائى ديگر هم وجود داشت ، اما اين‌ها باهم خويشاوند بودند و ضمن رعايت سلسله‌مراتب پيچيده‌اى با داشتن درجات ، لقب‌ها و رتبه‌ها و سرانجام اختيارات تا مقام عالى حكومتى ، « سوكالماخ ( مبشر كبير ) ، پادشاه آنشان و شوش » به‌هم پيوستد بودند . نخستين قرن هزاره دوم ق . م . تقسيم طبقاتى و تضاد اجتماعى در جوامع ايلامى بيشتر به چشم مىخورد . به‌موجب مداركى كه از آنزمان در شوش به‌دست آمده معلوم شده است كه نظام مالكيت خصوصى و شخصى كاملا حكمفرما بوده . در اين اسناد از برده‌ها نام برده شده ، اين‌ها را به‌عنوان كالاى قابل خريد و فروش و مملوك شخصيت‌ها و خانواده‌هاى ممتاز به كار مىگرفتند . خانوادهء بزرگ معمولا يك واحد اجتماعى و توليدى به‌شمار مىآمد ، اما اين واحد پايهء استوارى نداشت ؛ هنگامىكه رئيس اين خانواده مىمرد افرادش با سهمى كه از دارائى او مىبردند مىتوانستند به خانواده‌هاى بزرگ ديگر مثلا برادر رئيس در گذشته به‌پيوندند . بسيارى از بردگان ظاهرا متعلق به شاه يا كاهن بزرگ بودند . اما به قسمت مهمى از آنها كه مستقيما در كار توليد دخالت داشتند آزادى نسبى ميدادند ولى وضعشان دست‌كمى از بردگى نداشت . آنها از خودشان دارائى نداشتند و از دارائى معبدها يا شاهان كه برايشان كار مىكردند . بهره مىبردند . بلند پايگان و شخصيت‌هاى ديگر كه در خدمت مجسمه ملكهء ايلام ناپيرآسو