كشاورزى » كه به سود هيئت حاكم و عليه جنبش دهقانان بود صادر شد .
در نتيجهء اين اقدامات موضوع مالكيت در كشور فراوان استوار شد . بيشتر از 80 % تمام زمينهاى بارور جزو املاك رضا شاه ، مالكان و خانهاى ايلات كوچنشين بودند .
مقدار كمى از اين زمينها جزو زمينهاى دولتى يا وقف بشمار مىآمدند .
روابط فئودالى پيشين در روستاهاى ايران بدون تغيير پابرجا ماند . بيشتر دهقانان فئودالزده از خودشان زمين در اختيار نداشتند و ناچار بودند روى زمين همين مالكان تازه به دوران رسيده كار كنند . اين مالكان در بيشتر موارد مالك آب ، بذر و دواب كارگر بودند .
تقسيم محصول ميان مالك و دهقان بر پايه سنت كهن قرون وسطائى ( سيستم مزارعه ) انجام مىگرفت : يك سهم به صاحب زمين ، يك سهم به صاحب آب ، يك سهم به صاحب دام كارگر يك سهم به صاحب بذر و سرانجام سهم پنجم به صاحب نيروى كار يعنى دهقانان تعلق مىگرفت . اين گونه دهقان ناچار بود از 2 / 1 تا 5 / 4 حتى بيشتر محصول را به عنوان بهرهء - مالكانه به ارباب تسليم كند . علاوه بر اين دهقان بايستى بهره اضافى جنسى « عوارض » به ارباب تسليم مىكرد ، تخممرغ ، روغن و سوخت مصرف ارباب را به رايگان بايستى تأمين مىكرد . اين شيوهء استثمار دهقانان بهويژه پس از تصويب قانون روابط ميان ارباب و دهقان به سال 1939 استوارتر گرديد . براى تثبيت قدرت ارباب نسبت به دهقان ضمن قانون ويژهاى درباره وظائف كدخداها ( 1935 ) و قانون سازمان ادارى روستاها ( 1937 ) قيد شد كه كدخدا نماينده مالك در روستا بشمار مىرود و در برابر اجراى قوانين به منظور حفظ نظم مسئوليت دارد . انتخاب كدخدا در روستا بايستى با تائيد مالك انجام مىگرفت .
اين روابط قرون وسطائى مناطق كشاورزى با پسافتادگى فوقالعاده تكنيكى اقتصاد روستائى هماهنگ بود . ابزار اصلى كار در كشاورزى همان گاوآهنها و خيشها ، همان شنكشها و همان بيل و كلنگهاى ابتدائى بودند . ماشينهاى كشاورزى بندرت به كار برده مىشدند .
دهقانان در منتهاى بينوائى و نيمه گرسنه زندگى مىكردند ، و بدون استثناء همه بىسواد و از ابتدائىترين كمكهاى پزشكى محروم بودند . بهويژه وضع دهقانان ساكن جنوب و شرقى ايران از همه فلاكتبارتر بود . در كنارههاى خليج فارس و بلوچستان و مناطق ديگر جنوب كشور بسيارى از دهقانان چند ماه از سال را با خوردن آرد هسته خرما ، ملخ خشكشده و علف سدجوع مىكردند .
اگرچه در مناطق روستائى ايران روابط فئودالى مانند پيش باقى مانده بود ، با اينهمه رفتهرفته در كشور روابط بورژوائى پيش مىرفت ، هم در شهر و هم در بخشهاى روستائى
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 459
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٤٥٩