اعتراض « گروهبندى ملى » ، تضاد ميان گروههاى گوناگون دستراستى ايران ، و حتى پيكار براى به دست آوردن قدرت ميان نخستوزير قوام و وزير جنگ رضا خان كار را به آنجا كشاند كه در ژانويه 1922 قوام استعفا دهد . قوام اگرچه كاملا به انگليسها وابسته بود ، درعينحال به نفوذ امپرياليستهاى امريكائى در ايران كمك فراوان كرد .
او براى دريافت وام و دعوت مستشاران مالى ، با امريكائيان وارد مذاكره شد ، اين مسئله ناخشنودى و مخالفت انگليسها را با قوام و گروههاى دستراستى وابسته به او ، برانگيخت .
پس از استعفاى قوام دولتى به رياست مشير الدوله روى كار آمد ؛ رضا خان در مقام وزارت جنگ باقيماند ، رضا خان با اتكاى به ارتش زير فرمانش ، رفتهرفته كليه قدرت نظامى و حتى سازمانهاى كشورى ايران را متمركز كرد و آنها را به چنگ گرفت . وجود موقعيتهاى جنگى در استانها و مناطق كشور باعث شد كه رفتهرفته كليه قدرتها در اين مناطق به دست فرمانداران نظامى و افسران كه تابع رضا خان بودند ، بيفتد ، اين گونه انتقال قدرت از مأموران كشورى به نظاميان خودبهخود انجام گرفت .
بر پايهء طرحهائى كه افسران انگليسى پس از انعقاد پيمان 1919 انگليس - ايران تهيه كردند ، به سال 1921 تجديد سازمان نيروهاى مسلح ايران آغاز گرديد . در سازمانهاى قسمتهاى گوناگون نيروهاى مسلح ( قزاقها ، ژاندارمها ، سربازان و غيره ) تجديد نظر شد و به شكل نيروهاى يكپارچه و متمركزى درآمدند كه همه آنها تابع وزارت جنگ بودند . سرتاسر كشور به 6 منطقه نظامى تقسيم گرديد ، مراكز اين مناطق عبارت بودند از تبريز ، رشت ، مشهد ، تهران ، همدان و اصفهان . در هر منطقه يك لشكر پادگان بود . به منظور تأمين وضع مالى ارتش به سال 1922 رضا خان وصول مالياتهاى غيرمستقيم را شخصا به دست گرفت . از اينپس گردآورى مالياتها از مردم به فرماندهان لشكر سپرده شد . نيروهاى نظامى حتى در انبارهاى غله و تدارك گندم هم نظارت داشتند .
محبوبيتى كه در آن زمان « گروهبندى ملى » در ميان افكار عمومى تودههاى مردم كسب كرده بود رضا خان را ناچار كرد نهتنها اين موضوع را به حساب آورد بلكه فعاليتهايش را با نظريات اين گروه همآهنگ نشان دهد و خود را هواخواه آن بشناساند . انگليسها كه از زمان رويداد كودتا با رضا خان تماس داشتند ، به استوارى قدرت او در ايران كمك كردند .
اينان نقش قاطع رضا خان را در سركوبى جنبشهاى آزادى ملى ضمن سالهاى 1921 - 1922 و تلاشش را براى تمركز قدرت به حساب مىآوردند و مىپنداشتند در آينده مىتوانند از وجود اين افسر قزاق ، براى كوبيدن جنبشهاى دموكراتيك و آزادى ، و حتى مخالفت با پيشرفت نفوذ روسيه شوروى در ايران بهره ببرند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 447
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٤٤٧