تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
يك ميسيون نظامى انگليسها هم در انجام مأموريتش به ايران ناكام گرديد ، بيدرنگ پس از آنكه محمد ميرزا شاه شد ، به منظور زير نظر گرفتن ارتش ايران اين ميسيون به ايران اعزام گرديد . اما شاه امتيازاتى را كه اين هيئت از دولت ايران مىخواست ، به آنها نداد . ميان اين ميسيون و دربار شاه اختلاف درگرفت ، و به سال 1837 ضمن ارتباط با لشكركشى دوباره شاه به هرات ، اين هيئت ايران را ترك كرد . محمد شاه به سال 1837 عليرغم نقشهء انگليسها به هرات لشكر كشيد ، اما اينان آماده بودند تا خودشان هرات را تصرف كنند و ضمن جنگ با روسها ، ماوراء قفقاز را از قلمرو روسيه منتزع و خان‌نشين‌هاى آسياى ميانه را تصرف كنند . انگليسها كوشش داشتند تا ايران و افغانستان را به سوى خود بكشانند و ضمن جنگشان عليه روسيه ، هرات را به مركز استراتژيك به منظور تجاوز به آسياى ميانه ، تبديل كنند . دولت انگليس لشكركشى شاه به هرات را مغاير با نقشه‌هاى اشغال‌گرانه خود انگاشت ، چون در اين صورت سياست روسيه در خاورميانه كامياب مىشد . مسئلهء هرات با تضاد منافع روس و انگليس در اين منطقه پيوندى ناگسستنى داشت . اما شاه ايران كه به اين لشكركشى اقدام كرد ، مىخواست يك رشته مسائلى را كه وابسته به روابط ميان ايران و افغانستان بودند ، حل كند . منظورش آن بود كه نخست پايدارى خانهاى خراسان را كه از پشتيبانى فرمانرواى هرات برخوردار بودند ، درهم‌شكند ؛ دوم آنكه به ادعاهاى خانهاى افغان نسبت به مالكيت سيستان پايان دهد ؛ و سرانجام قدرت خود را در هرات كه در زمان صفويان و نادر شاه جزو قلمرو ايران بود ، پابرجا كند . محاصرهء هرات به سال 1837 سخت ناخشنودى انگليسيان را برانگيخت ، اينان از طريق سفيرشان ماك نيل كوشش كردند تا شاه را از محاصره هرات بازدارند ، اما تلاششان بىنتيجه ماند . سرانجام سفير به شانتاژ و تهديد پناه جست و اعلام داشت كه دولت بريتانيا حضور ارتش ايران در هرات و اشغال سرزمين افغانستان را از سوى اين دولت ، عمليات خصمانه‌اى عليه انگلستان برمىشمارد . سپس ماك‌نيل به عنوان اعتراض اردوگاه شاه را ترك و به سوى مرز تركيه رهسپار شد و تهديد كرد كه از ايران خواهد رفت . در همين هنگام يك اسكادران از كشتىهاى جنگى انگليسى وارد خليج فارس شدند و جزيره خارك را اشغال كردند . آنگونه كه ماك‌نيل اظهار مىداشت ، منظور انگليسها تنها دفاع از هرات در برابر حملهء شاه ايران نبود ، بلكه مىخواستند خانهاى افغانستان و ايران را زير حمايت خود بگيرند و سرزمين‌هايشان را به مراكز استراتژيك عليه روسيه تبديل كنند . انگليسيها همچنين از شاه خواستند كه با آنها پيمانى بازرگانى منعقد كند و به اتباع انگليسى حقوق برون‌مرزى بدهد .