تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
حاكمان فئودال عقب‌افتادهء تركيه و ايران ، در سدهء 18 به روسيه گرايش يافتند . مثلا رجل مترقى آذربايجانى سده 18 فتحعلى خان كوبينى كه براى اتحاد آذربايجان پيكار مىكرد ، از هواخواهان نزديك روسيه بود و بارها براى دريافت كمك به دولت روس مراجعه كرد . انديشمند نامدار آذربايجانى سدهء 19 كه از پيروان بلين دوبرولوبوا و چرنيشفسكى به‌شمار مىرفت ، ميرزا فتحعلى آخوندف بود ، او الحاق آذربايجان شمالى به روسيهء را بسيار پيشرفته توصيف كرد و آن را ستود . الحاق ، ماوراء قفقاز به روسيه ، به هجوم‌هاى غارتگرانه و خانمان‌برانداز اشغالگران ترك و ايران پايان داد ، پراكندگى فئودالى و ستيز ميان فئودالها را پايان بخشيد و روابط اقتصادى هرچه نزديكتر مردم اين سرزمين را با روسيه تأمين كرد . اين چگونگى روند از هم‌پاشيدگى روابط فئودال - پدرسالارى را سريع‌تر و امكان پيشرفت به سوى بورژوازى را آسانتر كرد . الحاق اين سرزمين‌ها به روسيه هرچه بيشتر به ساكنان گرجى ، ارمنى و آذربايجانى امكان داد تا با فرهنگ انقلابى - دموكراتيك مردم پيشرفته روس آشنا شوند . ادبيات كلاسيك روس ، فراگيرى دانش‌هاى نوين پيشرفته آن ديار نقش عظيمى را در پيشرفت انديشه‌هاى مترقى اجتماعى اين مردم ايفا كردند . تصادفى نبود كه ف . انگلس به سال 1851 نوشت : « روسيه عملا نقش پيشرفته‌اى را در روابطش با شرق ايفا مىكند . . . . . تسلط روسيه بر مناطق درياى سياه ، درياى خزر و آسياى مركزى انگيزهء پيشرفت مردم اين مناطق در زمينه فرهنگ و تمدن مىشود . . . . » . اما ناگفته نماند كه با الحاق ماوراء قفقاز به روسيه ، تزاريسم اين سرزمين را به مستعمرهء خود تبديل كرد و سياست ستم ملى را بر مردم اين ديار روا داشت . نمايندگان قشرهاى پيشرفتهء روسيه پيوسته پيكار مردم ماوراء قفقاز عليه ستم تزاريسم را با دلسوزى دنبال و آنها را در اين پيكار يارى مىكردند . مردم روسيه بزرگ در كنار توده‌هاى ماوراء قفقاز ، پيكار عليه بيدادگرى تزاريسم را رهبرى مىكردند . به‌ويژه مردم روس نقش تعيين كننده‌اى را در اين پيكار داشتند . در اين هنگام سرنوشت‌هاى مردم ماوراء قفقاز و مردم روس درهم آميختند اينها بعدها همگام ، زير رهبرى مردم پيشرفته روس يوغ تزاريسم را درهم شكستند و در راه ساختمان جامعهء نوين و رژيم اجتماعى نوبنياد به جلو راندند . الحاق گرجستان ، ارمنستان خاورى و آذربايجان شمالى به روسيه نه‌تنها نشانه پيروزى دولت روس بر كشور پس‌افتاده فئودالى ايران بود ، بلكه ضربهء سختى به نقشه‌هاى استعمارى انگلستان كه در آن هنگام كوشش مىكرد بر ايران و ماوراء قفقاز چيره گردد و از گسترش نفوذ روسيه در اين مناطق جلو گيرد ، وارد آورد .