پيشروى بيشتر روسها از ماوراء قفقاز و برقرارى چيرگى آنها در خليج فارس و مناطق مجاور آن ، از ميان خواهد رفت . جونس مانع از مذاكرات صلح عباس ميرزا با فرماندهى ارتش روس در قفقاز شد ، و ايران را برانگيخت تا جنگ با روسها را دنبال كند .
به سال 1810 دوباره مالكلم وارد ايران شد و با خود توپ براى ارتش ايران آورد ؛ همراه او مربيان نظامى هم بودند . دولت انگليس ميزان كمك مالى ساليانه به ارتش ايران را به 200 هزار تومان افزايش داد ، سفير جديد انگلستان به نام آوزلى كه به تازگى وارد ايران شد كمك مالى سهساله را به شاه تقديم داشت ، ضمنا مقدارى توپ و تفنگ و ساز و برگ جنگى به ارتش ايران تحويل داد .
اما كمكهائيكه از لحاظ اسلحه ، پول يا مربيان نظامى به منظور جنگ با روسيه از سوى فرانسه و انگلستان به ايران واگذار گرديدند ، نتوانستند روند نامساعد جنگ را به سود ايران تغيير دهند . روسيه از لحاظ جنگى يكى از كشورهاى پيشرفته بهشمار مىرفت و ورزيدهترين ارتشهاى نوين را در اختيار داشت . نيروى پسافتاده و فئودالى ايران از لحاظ سازمان ، آزمودگى جنگى و اسلحه با روسيه قابل مقايسه نبود . افراد ارتش ايران عادت داشتند كه ضمن هجومهايشان به تاراج دارائى مردم صلحجو ، ويرانى شهرها بپردازند ، اينان فقط مطيع خانهاى فئودال خودشان بودند ، چون بدون سازمان به نبرد مىپرداختند ، طبعا نمىتوانستند در برابر ارتش منظم روسيه كارى انجام دهند . تجديد سازمان ارتش شاه كه نخست زير نظر فرانسويان و سپس انگليسيان انجام مىگرفت ، بسيار به كندى پيش مىرفت و با مخالفت خانها كه اين گونه نفوذشان در كشور ايران كاهش مىيافت ، روبرو شد . ساكنان ماوراء قفقاز كه جنگ در سرزمينشان جريان داشت ، نسبت به شاه و ارتشش دشمنى مىورزيدند ، آماده بودند زير اطاعت روسها درآيند و از تبعيت كارگذاران و ارتش شاه كه بارها آنها را تاراج كرده و به كشتار و بردگيشان اقدام كرده بودند ، هرچه زودتر ، رهائى يابند . ارمنىها و مردم ديگر حتى عشاير ماوراء قفقاز بارها مسلحانه عليه ارتش شاه وارد عمل شده به سود روسها نبرد مىكردند و اين گونه به عمليات جنگى روسها كمك فراوان مىشد . شاه و سرداران نظامىاش كوشش داشتند با شيوههاى قرون وسطائى نبرد كنند ، اين شيوهها چيزى جز ويرانگرى مناطق مرزى و كوچ دادن اجبارى مردم چند ايل و روستا به جنوب رود ارس نبودند . اما مردم ماوراء قفقاز هم در برابر رفتارهاى ددمنشانه كارگذاران شاه واكنش نشان مىدادند . نيروهاى ايرانى در اثر چنددستگى و وجود تضاد در ميان طبقه حاكم يعنى فئودالها ، دچار ناتوانى هراسانگيزى شدند . چند تن از خانهاى محلى جانب ارتش روس را گرفتند . در خراسان و برخى استانهاى ديگر ، هنگام جنگ ايران و روس تقريبا بگونهء پيوسته شورشهائى درگرفت و خانها عليه حكومت شاه قيام كردند . در ارتباط
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 320
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٣٢٠