به سال 1736 پيوستگى سياسى دولت ايران كامل شد ، اما مملكت در اثر جنگهاى پىدرپى داخلى و خارجى به بحران مالى دچار شده و به حال ورشكستگى اقتصادى كامل درآمده بود . روستاها در اين زمينه بيشتر از همه رنج مىكشيدند . بسيارى از دهقانان يا در اثر رويدادهاى جنگ كشته شدند يا به وسيله تركان و غلزائيان به بردگى رفتند . تنها در حومه اصفهان ، از 1500 پارچه آبادى هزارتاى آنها خالى از سكنه گرديدند . كاريزها ، سدها و تاسيسات آبيارى ديگر به كلى ويران شدند . نسبت به زندگى دهقانان آنزمان مىتوان از نوشته فارسىاى كه در بالاى سردر مسجد ونداد نزديك نخجوان به تاريخ 1145 ه . ق ( 1732 / 3 ميلادى ) ديده مىشود ، قضاوت كرد . در آنجا نوشته شده : « در اين زمان از زور گرسنگى ، بينوائى و تيرهروزى ، جهنمى پديد آمده بود ، در عرض يك سال روستاى ونداد و پيرامونش سه بار مورد حمله و تاراج قرار گرفت ، بسيارى از مؤمنان ، اعم از زن و مرد كشته شدند و به بردگى رفتند ، بندگان خداى ديگر آواره شدند ، از رود ارس گذشته و در آن سوى ساحل اقامت گزيدند . در اين روزها رشتهء دادوستد و مراوده ازهم گسيخت » .
بيشتر مناطق جنگزده بهويژه شهرهاى باخترى و مركزى مانند تبريز ، قزوين ، اصفهان ، شيراز ، يزد به ويرانى گرائيدند . كاهش قدرت خريد روستائيان و شهرنشينان باعث سقوط بازرگانى و صنعت داخلى گرديد . راهزنى در راههاى كاروانرو بازرگانى و ناامنى اين راهها بازرگانى خارجى ، ازجمله معامله ابريشم را هم دچار ركود كرد .
مالكان و فئودالهاى محلى و همچنين خود نادر بدون توجه بههمپاشيدگى اقتصادى ، دربارهء كاهش ميزان مالياتها از رعايا نمىانديشيدند و كوشش داشتند طبق قوانين پيشين از دهقانان ماليات وصول كنند ، به انگيزهء بينوائى بىاندازهء دهقانان وصول ماليات كامل از آنها غيرممكن بود و اين گونه بيشتر آنها بابت مالياتهاى پسافتاده به محصلان وامدار بودند . از زمان شاه سلطان حسين بنا به دستور دولت مقدار نقرهء سكههاى رايج ( عيار ) به ميزان چشمگيرى كاهش يافت . نامرغوب بودن جنس مسكوك نقره ارزش پول را 10 الى 12 بار ، ضمن مقايسه با پول پايان سده 17 ، كاهش داد .
نادر آشكارا دريافت كه دودمان صفوى نهتنها قدرت واقعى را در كشور از دست داده ، بلكه اعتبار اين دودمان در ميان قسمتى از اشراف فئودال از ميان رفته است ، بنابراين بر آن شد ، از پيروزيهاى نظامى و همچنين شهرتش دربارهء « آزاد كردن ايران » بهره ببرد و تخت سلطنت را اشغال كند . بنابراين ناگزير بود ، پشتيبانى فئودالها را جلب و به وسيله آنها طرفدارى تودههاى مردم را به سود خود برانگيزد . براى اين منظور در ژانويه 1736 در اردوگاه جنگيش واقع در دشت مغان « قوريلتاى » ( كنگره ) بزرگى تشكيل داد . اين قوريلتا نهتنها شامل سرداران لشكر ، بلندپايگان و اشراف روحانى و سران عشاير كوچنشين
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 290
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٢٩٠