اينان مانند سدهء پيش بردهوار كار نمىكردند ، بلكه استادكاران آزادى بهشمار مىآمدند كه به ازاى كارشان مزد كافى مىگرفتند و حتى در پايان سال پاداشى هم دربار به آنها مىداد .
در ميان صنايع ، پارچهبافى مهمتر از همه بهشمار مىرفت . مصنوعات حرير فقط به منظور رفع نيازمنديهاى اشراف و شهريان توانگر و براى صدور به بازارهاى خارجى توليد مىشد . مراكز توليد حريرهاى زربفت ، پارچههاى ابريشمين ، مخمل و غيره : اصفهان ، كاشان ، يزد ، تبريز ، شيراز ، قزوين ، كرمان ، مشهد و شهرهاى ديگر بودند .
بهترين پارچههاى پشم شترى در يزد ، كرمان ، قزوين ؛ و پشم گوسفندى در مازندران و دوراك در كناره خليج فارس بافته مىشدند . قالىبافى ايران در سطح هنرى بسيار عالىاى قرار داشت ، قالىهاى ايرانى از راه تركيه به بسيارى از كشورهاى اروپائى صادر مىشدند .
قاليهاى پشمى كرمان با نقشهائى به رنگهاى ثابت نباتى و قاليهاى پشمى و ابريشمى كاشان و شيراز از شهرت جهانى برخوردار بودند .
پس از يك دوره طولانى ركود در توليد كاشىكارى و سفالكارى ايرانى ( ساختن
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٢٧٣