تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
بودند ، اما زمين‌هاى دولتى و تيول‌ها جزو خاصه به‌شمار نمىآمدند . زمين‌هاى قلمرو ديوان در اختيار وزير بزرگ بودند اما زمين‌هاى خاصه را دستگاه ادارى ( ديوان ) ويژه‌اى مىگرداند . ديوانهاى ويژهء خاصه رأسا سهام بهرهء مالكانه ، ماليات‌ها و درآمدهاى ديگر ارضى را ، به استثناى آنهائيكه از پرداخت ماليات معاف بودند ، مانند سيورغالها ، زمين‌هاى وقف و غيره ، دريافت مىكردند . در رأس روحانيان شيعه دو مقام ( صدر ) ، يكى براى رتق و فتق امور مربوط به ديوان و ديگرى براى كارهاى املاك خاصه ، تعيين گرديد . مهمترين مقام محلى در دستگاه حكومت والى ( استاندار ) بود - برخى استانها خود - مختار بودند و بنابراين استانداران محلى تحت الحمايهء شاه بگونه موروثى بر اين استانها فرمان مىراندند : واليان ( شاهان ) كارتلى و كاختى ، عربستان ، لرستان و كردستان ايران از آن جمله بودند . استانهائيكه خودمختار بودند خودشان كارهاى ادارى ، مالى و قضائىشان را اداره مىكردند . دولت شاه كمتر در امور داخلى آنها دخالت مىكرد . وابستگى اين استانها به شاه فقط فرستادن پيشكشىهائى بود كه به نام باج اجبارا براى شاه مىفرستادند ، و هنگام جنگ هم چريكهائى براى خدمت در قشون شاه اعزام مىداشتند . حاكمان موروثى سيستان هم از چنين حقوقى برخوردار بودند ، اگرچه سيستان تيولى به‌شمار نمىرفت . دستگاههاى ادارى يا ديوانهاى استانها زير نظر بيگلربگىها اداره مىشدند ، اينها درعين‌حال از چريكهاى وابسته به فئودالهاى محلى به عنوان نيروى انتظامى و اجرائى بهره مىبردند و بر اين چريكها فرماندهى داشتند . اين مقامها را ( در سدهء 16 بيشتر آنها موروثى بودند ) ، به‌طوركلى رؤساى عشاير قزلباش اشغال كرده بودند . شاه عباس اول كوشيد تا اين بيگلربگىهاى موروثى را منحل كند ، اما تا اندازه‌هاى به اين كار كامياب شد . براى محدود كردن قدرت اين عناصر شاه عباس اول تنى چند از مأموران مركزى را كه تابع مركز بودند به استانهاى آنها مأمور كرد ؛ اينان بايستى مراقب بيگلربگىها مىبودند و كارهاى آنها را به مركز گزارش مىدادند . زيردست بيگلربگىها فرمانداران ( حاكم‌ها ) بودند ، مقام حاكمان بيشتر موروثى بود و از ميان فئودالهاى محلى برگزيده مىشدند ، غالبا رؤساى عشاير كوچ‌نشين ، يك منطقه حاكم‌نشين را به عنوان يورت عشيره‌شان در اختيار مىگرفتند و طبعا فرمانروائى اين منطقه را به عهده داشتند . چريكهاى فئودالى استان از اين مناطق تأمين مىشدند . بيگلربگىها و حاكمان در چارچوب منطقه‌شان بودجهء معينى داشتند . جهانگردان اروپائى دربارهء خودكامگى و خودسرى اين حكام چيزهائى نوشته‌اند . استانهاى قلمرو خاصه ( اردبيل ، گيلان ، مازندران ، اصفهان و غيره ) را وزيران معين و مستوفيان ويژه با كادر ادارىاى كه از سوى ديوان خاصه تعيين مىگرديد ، اداره مىكردند . روش رفتار اينها نسبت به دهقانان بهتر از بيگلربگىها نبود . درآمد استانهاى خاصه براى
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 271 | ا . آ . گرانتوسكى / م . آ . داندامايو / گ . آ . كاشلنكو / اى . پ . پتروشفسكى / ك . س . ايوانف / ل . ك . بلوى / كيخسرو كشاورزى