كردند . فرماندار محلى اصفهان به نام يوسف بيك بهپا خاست و به سال 1590 شاه ناچار شد با او از در سازش درآيد . در جنگلهاى گرگان گروهى از دهقانان به نام « سياهپوشان » به جنگهاى چريكى عليه دولت مىپرداختند .
در گيلان احمد خان لاهيجانى حاكم پيشين بيهپيش كه به وسيله شاه خدابنده ابقا شده بود به سال 1509 مستقلا با تركها رابطه برقرار كرد و آشكارا از دولت شاه جدا شد ، اما سرانجام به وسيله ارتش شاه قلع و قمع شد و گريخت . در اين هنگام شاه تمام خاك گيلان را به ملك شخصى خودش تبديل كرد . در رابطه با افزايش مالياتها قيام « چركين جامگان » يعنى تودههاى مردم آغاز گرديد ، اين قيام هم به سال 1593 به وسيله ارتش شاه سركوب شد . در همان سال خيزش مردمى طالش و لرستان ، و به سال 1596 قيام سيد مبارك در خوزستان فرونشانده شد . شاه عباس به مازندران لشكر كشيد و چهار دودمان محلى حاكم آن سامان را برانداخت و اين استان را هم به املاك شخصى خودش افزود .
دولت شاه عباس اول به دولت تزارى روس زير فرمانروائى فدورا ايوانويچ پيشنهاد عمليات جنگى مشترك عليه تركها را داد ، منظورش آن بود كه سواحل درياى خزر قفقاز و شيروان را كه مركز صدور ابريشم بود از تركها پس بگيرد . به اصرار دولت روس سفير شاه عباس به نام هادى بيك ( در اسناد رسمى روس آندى بيك ذكر شده است ) در مسكو رسما متعهد شد كه دولت ايران دربند و باكو را به دولت روس واگذار كند . اما روسيه كه در اثر جنگهاى طولانى با كشورهاى اروپائى ناتوان شده بود و از تهديد لهستان و سوئد بيم داشت ، صلاح ندانست خود را با دولت نيرومند ترك درگير كند ، و به انجام عمليات جنگى جزئى در مرز شمالى داغستان اكتفا كرد .
به سال 1590 شاه عباس ناگزير شد به بستن پيمان صلح استامبول با تركها تن در دهد ، ضمن اين پيمان ، گرجستان شرقى ، ارمنستان شرقى ، شيروان ، آذربايجان ( به غير از اردبيل و طالش ) ، قسمت مهمى از لرستان و قسمتى از مناطق غربى ايران ازجمله شهرهاى همدان و زنجان ، به دولت عثمانى واگذار گرديد . شاه از درنگى كه به وسيلهء پيمان صلح با تركها پديد آمده بود ، بهره برد و نيروى خود را صرف سركوبى قيامهاى داخلى و نبرد با ازبكان كرد . او ضمن نبردى قطعى در هرات ازبكان را شكست سختى داد ؛ ضمن سالهاى 1597 - 1598 سرتاسر خراسان ازجمله شهرهاى نيشابور ، مشهد ، هرات و مرو به تصرف شاه درآمد .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 260
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٢٦٠