شد - دهقانان در اثر افزايش مالياتها ، كمحاصلى و آفات بىاندازه فقير شدند ، هجوم راهزنان و ستيز داخلى فئودالها موجب ناامنى راههاى كاروانرو شد و بيشتر اين راهها متروك گرديدند . خراسان از هجومهاى غارتگرانه پيوسته ازبكها رنج مىكشيد .
پايتخت ايران كه در تبريز نزديك مرز تركيه بود ، به سال 1548 به شهر قزوين منتقل گرديد .
جنبشهاى مردمى در سدهء 16 - م .
جنبشهاى مردمى ايندوره كاملا بررسى نشده است . در سالهاى 1535 - 1536 قيامى از سوى پيشهوران ، بينوايان شهرى و دهقانان در هرات درگرفت ، اين قيام در اثر فشارهائيكه از سوى بيگلربگى شاه ، مأموران و لشكريان براى گرفتن باج انجام مىيافت ، رويداد . به سال 1568 - احمد خان لاهيجانى فرماندار بيهپيش در گيلان قيام كرد ، تودههاى مردم به اين قيام پيوستند . اگرچه خان از سوى دولت دستگير و در دژ استخر زندانى شد ، تودههاى مردم از نبرد دست برنداشتند ، به سال 1569 ، 18 هزار چريك مردمى براى نبرد جمعآورى شدند . به سال 1570 - اين قيام به وسيله والى گيلان سركوب گرديد ، او هفتمين فرزند شاه ، محمود ميرزا بود ، زمينهاى گيلان ميان اميران عشيرهء اوستاجلو و ايلات قزلباش ديگر تقسيم گرديد . فشار اين اميران دوباره انگيزهء قيام دهقانان و بينوايان شهرى به سال 1571 گرديد ، اين قيام هم به سال 1572 به وسيله رزمندگان عشيرهء اوستاجلو سركوب شد .
شورش پيشهوران و بينوايان شهر تبريز شايسته بررسى است ، اين شورش به سال 1571 آغاز گرديد . تبريز ، شهرى با جمعيت 300 هزار تن ، پس از انتقال پايتخت به اصفهان همانگونه يكى از شهرهاى مهم ايران و گرهء مواصلاتى راههاى كاروانرو تجارتى بود .
دربارهء سرشت طبقاتى اين جنبش ، مىتوان از گفته منابع تاريخى بهره برد كه قيام كنندگان را يك مشت مردم « عوام » ، « چركين جامگان » ، « اراذل » و « رجالهها » شناساندهاند سركردگى آنها را بافندگان ، كفاشان ، سبزىفروشان ، شاگرد خياطها ، ساربانان ، پهلوانان ( پهلوانان حرفهاى ) به عهده داشتند ، رهبر قيام پهلوان يارى بود ، بهانهء اين شورش را فشارهاى بىاندازه عليقلى خان اوستاجلو ، والى تبريز مىشمردند . خانه والى ، منازل اشراف و ثروتمندان شهر اشغال و ويران گرديدند . در شهر قدرت به دست قيامكنندگان افتاد . اشراف از شاه درخواست كردند براى سركوب كردن اين شورشيان « كثيف » ارتش