تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
با دشوارى سركوب شد . شاه اسماعيل كمكى به اين قيام نكرد مهاجران آسياى صغير را كه به تبريز آمده بودند به سردى پذيرفت . ظاهرا شاه از قدرت تركها هراس داشت و نمىخواست كار را به قطع رابطه با بايزيد به‌كشاند بنابراين زير تأثير وسوسهء درگيرى در آسياى صغير قرار نگرفت ، علاوه‌براين از ميان قزلباشان آسياى صغير بسيارى از هواخواهان شيعهء افراطى يعنى عناصريكه طرفدار ايدئولوژى توده‌هاى مردم بودند ، وجود داشتند ، شاه اسماعيل و فئودالهاى بلندپايه قزلباش از اين رفقاى موقتى به انگيزهء داشتن پندارهاى اجتماعى و مذهبىشان ، پيش خود ، مىترسيدند . پس از استوارى وضع صفويان در ايران ناگزير بايستى خود را از دست اينها خلاص مىكردند . پسر و جانشين بايزيد دوم ، سلطان سليم ( 1512 - 1520 ) كه مردى دلير و جنگجو بود ، سياست گسترش‌خواهى را دنبال مىكرد . براى آنكه عقب جبهه را آرام نگهدارد در آغاز سخت به پيگرد شيعيان آسياى صغير پرداخت . به سال 1513 - 40 هزار تن از شيعيان را كشت و بسيارى از آنانرا به زندان افكند . سليم كه خود را براى لشكركشى به ايران آماده مىكرد چهار نامه براى اسماعيل فرستاد ، ضمن اين نامه‌ها با لحن مغرورانه و اهانت آميزى او را به « كفر » و « بىشرفى » متهم كرد و از او خواست تا توبه كند ، در غير اين صورت « تمام قلمروش را با زور تصرف خواهد كرد » . در آوريل 1514 سليم اول جنگ را آغاز كرد ؛ تركها در 23 اوت 1514 در نبردى نزديك چالدران قزلباشها را به سختى شكست دادند . و موقتا تبريز را گرفتند . سليم اول پيشنهاد صلح اسماعيل را رد كرد و به جنگ با ايران ادامه داد ؛ جانشين او سلطان سليمان قانونى ( 1520 - 1566 ) به جنگ ادامه داد . اين جنگ و بيشتر جنگ‌هاى ميان ايران و عثمانى زير پوستهء پيروان شيعه و سنى انجام گرفت ، اما واقعيت اين بود كه اين پيكارها بر سر تصرف سرزمينهاى مهم استراتژيك كه از آنها راههاى كاروان‌رو تجارتى مىگذشتند ، جريان داشت . در مراحل نخستين اين جنگ ، تركها برنده بودند و ايران فقط به دفاع مىپرداخت . تركان ارمنستان باخترى ، كردستان و عراق عرب ( بغداد - به سال 1534 و بصره به سال 1546 ) را تصرف كردند ، به باختر ايران تاختند و سه بار بگونهء موقت تبريز را اشغال كردند ( 1533 ، 1534 ، 1548 ) و حتى اصفهان را به سال 1548 گرفتند . به سال 1555 پيمان صلحى در اماسيه با شرايط زير بين ايران و ترك بسته شد : عراق عرب با بغداد ، كردستان ، ارمنستان باخترى و گرجستان از ايران جدا و به قلمرو تركها ملحق مىشد . دولت ايران مناطق آذربايجان ، شيروان ، ارمنستان خاورى و گرجستان خاورى را براى خود نگاه ميداشت ؛ شاهزاده‌نشينان كارتلى و كاختى جزو قلمرو ايران به‌شمار مىآمدند و بنابراين هردو شاهزاده‌نشين خاورى گرجستان خود مختارى خود را حفظ مىكردند . منطقه قارص بايستى تخليه مىگرديد .