تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
و فرماندهى چريك‌ها را به عهده داشتند بلكه به عنوان مالك بزرگ زمين ، دهقانان قلمرو خود را مورد استثمار فئودالى قرار مىدادند . وضع افراد ايلياتى كوچ‌نشين كه در چارچوب سازمان عشيره‌اى ، هستهء ارتش را تشكيل مىدادند بارها بهتر از دهقانان ساكن روستاها يعنى رعايا بود . رعيت‌ها مانند پيش ناچار بودند در قيد مالكان فئودال به زمين وابسته باشند . اينان كه روى زمين‌هاى خاصه يا ديوانى ، يا زمين‌هاى متعلق به مأموران بلندپايه دولت كار مىكردند مورد استثمار بيرحمانه ترى قرار مىگرفتند ، چون مالكان تازه به‌دوران‌رسيده در اندوختن ثروت شتاب داشتند و درباره رفاه نسبى دهقانان اصلا دلسوزى نمىكردند ، اگرچه رعيت‌هاى روستائى قانونا آزاد شناخته مىشدند . اين دهقانان مانند پيش ، درآمد معمولى را از لحاظ محصول و ماليات ( ازجمله ماليات ارضى كه به مالوجهات شهرت داشت ) يا درآمد مالياتى ( روى زمين‌هاى تيول و سيورغال ) به مالك مىپرداختند . روش انجام وظايف اجبارى مانند سابق برقرار بود : اين وظايف ، انجام بيگارى يا كار اجبارى براى دولت ، تهيه آذوقه و عليق ارتش ، پذيرائى و منزل دادن به مأموران و غيره بودند . در شهرها طبق قانون مغولان از بازرگانان و پيشه‌وران مالياتى به نام تامگا مىگرفتند . دربارهء سنگينى اين نوع ماليات ، يادداشت يك بازرگان گمنام ونيزى كه دربارهء شهر تبريز نوشته ( 1514 - م . ) به‌جا مانده است . او مىنويسد اندازه اين ماليات براى مسلمانان 5 % و براى نامسلمانان 10 % بهاى كالاى مورد معامله بود .

سياست داخلى و خارجى صفويان در زمان اسماعيل اول و طهماسب اول

تشكيل دولت‌هاى صفوى و پيشروى آنان به سوى باختر ، سلطان بايزيد دوم سلطان ترك ( 1481 - 1512 ) را سخت نگران كرد . چون ساكنان بيشتر متصرفات آسياى صغير او شيعيانى بودند كه براى قيام آمادگى داشتند . به موجب اطلاعاتى كه شخصيت سياسى ونيزى به نام مارينو سانوتو داده ، 5 / 4 ساكنان مسلمان آسياى صغير ، شيعه و با صفويان موافق بودند . سلطان بايزيد قصد جنگ را نداشت ؛ او نمايندگانى را نزد شاه اسماعيل فرستاد و مذاكرات صلح‌آميزى را با او آغاز كرد . به سال 1511 در آسياى صغير كوچ‌نشينان و دهقانان شيعه قيام عظيمى را عليه تركها آغاز كردند . اين قيام را يكى از قزلباشان عشيره تكليو به نام حسن اوغلى ملقب به شاهقلى رهبرى مىكرد . سلطان ناگزير شد نيروى بزرگى از چريك‌ها را گردآورى كند . اين قيام