شد ، ايليان با احساسات فراوان از او استقبال كردند . اسماعيل همراه 300 قزلباش به اردبيل حمله كرد ، اما نتوانست آن را تصرف كند . اميران عشيرهء اوستاجلو تصميم گرفتند به سوى باختر بروند - از طريق قرهباغ ، شوراگل و كاگيزمان به ارزنجان رهسپار شدند و منظورشان اين بود كه از قزلباشان آسياى صغير كمك دريافت كنند . در پايان 1499 - 7 هزار قزلباش زير پرچم شيخ اسماعيل جوان گرد آمدند . اينان به سوى شيروانشاه فرخ ياسار تاختند ارتشش را درهم شكستند ، به سال 1500 شماخى و به سال 1501 باكو را تصرف كردند اما نتوانستند شيروانشاه را كاملا مطيع كنند
به سال 1501 قزلباشان ، ارتش الوند آق قوينلو را درهم شكستند و وارد تبريز شدند اين گونه تبريز و سرتاسر آذربايجان را به تصرف درآوردند . اسماعيل جوان به سال 1502 خود را « شاهنشاه » اعلام داشت . اين گونه حكومت صفوى در ايران بنيانگذارى شد .
اسماعيل نخستينبار در تبريز ضمن خطبهاى پيروى ايران را از آئين شيعه 12 امامى اعلام داشت و آشكارا سه خليفهء نخستين صدر اسلام را لعنت كرد ، اگرچه 3 / 2 ساكنان تبريز سنى بودند .
به سال 1503 ارتش شاه اسماعيل اول ( 1502 - 1524 ) ارتش مراد آق قوينلو را درهم شكست و مراد ناچار به بغداد گريخت . در سالهاى 1503 - 1504 قزلباشان ، قزوين ، قم ، كاشان ، اصفهان ، شيراز ، يزد و كرمان را تصرف كردند . در فاصلهء سالهاى 1506 و 1510 ، آنها ارمنستان ، كردستان و عراق عرب با بغداد را گرفتند . در همين هنگام قلمرو تيموريان خراسان به سال 1507 به وسيلهء كوچنشينان ازبك اشغال گرديد . بيگمان پيكار ميان اينان و قزلباشان بر سر حاكميت مطلق ايران ، اجتنابناپذير بود . شاه اسماعيل اول به سوى خراسان لشكر كشيد ، ضمن نبردى كه بين ارتش او و ازبكان در نزديكى مرو در - گرفت ، ازبكان به سختى شكست خوردند و به سال 1910 محمد خان شيبانى سركردهء اينان كشته شد . اين گونه خراسان و سيستان به قلمرو صفويان افزوده شد . گيلان و مازندران قبلا زير اطاعت دولت صفوى درآمده بود . قزلباشان براى تصرف آسياى ميانه كوشيدند ، اما به سال 1512 از ازبكان شكست سختى خوردند .
دولت صفوى در سدهء 16 - م .
حكومت نوينى كه صفويان بنيان نهادند ( 1502 - 1736 ) به نام دولت صفوى يا قزلباش موسوم گرديد . خاورشناسان نخستين اروپائى ، دولت صفوى را حكومتى وابسته به مليت ايرانى مىشناختند . اين نظريه درست نيست ، در دولت صفوى ضمن سدهء 16 هيچ