برمىخاستند : يكانهاى هزار نفرى وابسته به عشيرههاى اوئيراتى ، سلدوزى ، جلايرى ، كبرائيتى و غيره بودند . فرماندهى كل اين يكانهاى جزء را امير تومان بهعهده داشت . فرماندهى يكانهاى هزار نفرى و صد نفرى و ده نفرى را اشراف عشاير محلى به عهده داشتند . در سازمان تومانها چريك هم وجود داشت - اين چريكهاى سوار و پياده را فئودالهاى محلى بايستى آماده مىكردند . قرار بر اين بود كه از هر 9 خانوار روستائى ساكن ، يك تن براى خدمات جنگى اعزام شود . سواران به اسلحهء كمان ، نيزه ، شمشير ، تبر و كمند براى گرفتن اسير مسلح بودند . اما سلاحهاى جنگى گروهى ويژه مثلا دستگاههاى قلعهكوب و غيره كه از چينىها و فرانكها اقتباس شده بود ، ضمن نبرد بهكار مىرفتند .
به اميران ، تيول جنگى يعنى اقطاع واگذار مىشد . رزمندگان معمولى در آغاز فقط حقوق و جيره و سهمى از غنائم جنگى را دريافت مىكردند . اما پرداخت حقوق بگونهء نامنظم انجام مىگرفت و هنگامى كه جنگ پايان مىيافت و غنائم جنگى كم مىشد ، رزمندگان مغولى به شكايت مىپرداختند و خواهان واگذارى زمين يعنى اقطاع به خود بودند . به سال 1303 غازان خان ناگزير شد خواستههاى آنها را برآورد .
از رسالهايكه دانشمند نامدار ، ناصر الدين طوسى ( 1201 - 1274 ) دربارهء وضع مالى دولت آنزمان نوشته چنين برمىآيد كه مغولان هم مانند مسلمانان غنائم جنگى را ميان رزمندگان تقسيم مىكردند : 5 / 1 به خود ايلخان مىرسيد و در تقسيم بقيهء غنائم رزمندگان سوار 2 برابر پيادگان سهم مىبردند . اما پس از تصرف شهر يا ناحيهاى از نزخانها غنيمت جنگى نمىگرفتند . عنوان ترخان به كسانى داده مىشد كه ضمن جنگ از داخل به نيروى مهاجم كمك مىكردند . و طبعا اينان از امتيازات ويژهاى برخوردار بودند .
ترخانها ماليات نمىپرداختند و اجازهء ورود به دربار خان را داشتند ، اينان تا 9 بار اگر مرتكب جرم يا جنايتى مىشدند ، از كيفر معاف بودند .
در زمان ايلخانان سيستم مالكيت فئودالى كه از پيش در ايران جارى بود ادامه يافت اما در روابط فئودالى دگرگونيهائى پديد آمد . از آنجا كه در زمان استيلاى مغولان قسمتى از اشراف ايرانى از ميان رفتند و املاكشان مصادره گرديد ، زمينهاى دولتى ( ديوانى ) به حساب مصادرهء املاك شخصى به ميزان زيادى افزايش يافت . اما رفتهرفته در پى تقسيم زمينهاى دولتى ميان مالكان تازه - مستخدمان - كه نخست به عنوان اقطاع آنها را تصرف كردند و سپس مالك دائمى بهشمار آمدند ، مالكيت خصوصى زمينها سخت رايج شد .
نمونههاى زير گوياى رشد روزافزون مالكيت خصوصى زمينها در آنزمان مىباشد :
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٢٢١