دهگانان گذاشت ، فرمانروائى خراسان كه عملا نيمه مستقل شده بود بگونهء موروثى به يكى از خانوادههاى دهگانان به نام طاهريان واگذار شد ( 821 - 873 ) . به سال 821 به چهار برادر از خانوادهء دهگانى به نام سامان تيولهائى در ماور النهر واگذار گرديد .
بعدها اين چهار برادر باهم متحد شدند و اميرنشينى سامانيان را تشكيل دادند . در غرب ايران هم اين گونه اميرنشينها تشكيل شد : ابو دولافيد ( ايجلى ) در همدان ( 825 - 898 ) ، ساجدى در آذربايجان ( 879 - 929 ) و اميرنشينهاى كوچكتر ديگر از آنجمله بودند . اين اميران نيمه مستقل هنگام خطبهخوانى در مسجد به نام خليفه خطبه مىخواندند ( خطبه عبارت از دعائى بود كه روزهاى جمعه در مسجدها مىخواندند ) ، نام خليفه را روى سكهها در بالا ضرب مىكردند ( در زير آن نام خودشان را ذكر مىكردند ) و مقدارى از مالياتهائى را كه گرد مىآوردند براى خليفه مىفرستادند . اما اميران در قلمرو خود از لحاظ داخلى كاملا مستقل بودند .
علاوهبر ، اميرنشينهاى نيمه مستقل كه رسما خليفه با دريافت مقررى آنها را به رسميت مىشناخت - نشانهء تابعيت اين اميرنشينها ، پرداخت مقررى ساليانه و به كار بردن پرچم و فرمانهاى تشريفاتىاى بود كه از سوى خليفه براى اميرنشينهاى تابعه مىفرستاد - مالكان فئودالىاى پديد آمدند كه قلمرو خود را با زور اسلحه به دست آوردند ، اينها حاكميت خليفه را بر قلمرو خود به رسميت نمىشناختند . يكى از آنها يعقوب بن ليث صفار بود ، او از ميان دهقانان بىخانمان شده برخاسته بود و مدتها كارش شاگرد مسگرى و بعدها سركردگى راهزنان بود ، سرانجام به سمت فرماندهى داوطلبانى كه در خدمت خليفه بودند و براى سركوبى خوارج سيستانى نبرد مىكردند ، منصوب شد . ديرى نپائيد كه به سال 861 قدرت را در سيستان به دست گرفت و اميرنشينى صفاريان را بنياد نهاد ( 861 - 900 ) ، آنگاه هرات ، كرمان ، فارس خراسان را تصرف كرد ( 873 ) . به سال 876 به بغداد لشكر كشيد اما به وسيله ارتش خليفه شكست خورد . برادرش عمرو ( 879 - 900 ) ، با خليفه از در صلح درآمد و خراسان و سيستان را براى خود نگاهداشت ، اما بعدها به وسيله امير اسماعيل سامانى شكست خورد و به اسارت او درآمد ( 829 - 907 ) . پس از اين رويداد ، خراسان ، هرات و كابلستان جزو قلمرو حكومت سامانى شد .
خيزش زنگيان . اسماعيليه و قرمطيان
زنگيان يا زنجيان ، نوادگان بردگان سياهپوستى بودند كه بردهفروشان آنانرا از منطقه غربى افريقا يعنى زنگبار اسير كرده و براى فروش به ايران آورده بودند . بسيارى