صندوق دولت واريز نمىشد . مالياتها و عوارض اين زمينها تبديل به بهره فئودالى به سود مالكان انتصابى گرديد ؛ زمينىهاى اقطاع هم داراى چنين وضعيتى بودند . وضع دهقانان در نخستين سالهاى حكومت عباسيان بهتر نشد . اينان بايستى مانند پيش ماليات ، عوارض و حتى بيگارىها را تاب مىآوردند . دربارهء وصول خراج ، محصلان مالياتى كه معمولا اجارهكاران بودند ، مرتكب سوءاستفادههاى كلانى مىشدند ، مقدار محصولى كه هنوز روى زمين يا درو نشده بود بارها بيشتر از مقدار واقعى برآورد مىگرديد تا ميزان مالياتها بالا برود ؛ به دهقانان اجازه داده نمىشد قبل از پرداخت ماليات محصولات غله يا ميوه خود را جمعآورى كنند و حتى گاهى وصول ماليات به اين علت مدتها به تأخير مىافتاد - و دهقانان براى اينكه محصولشان از بين نرود بايستى به محصلان رشوه مىپرداختند ، تا فرصت جمعآورى محصول را پيش از پرداخت ماليات به دست بياورند ، عمل تسليم ماليات جمعآورى شده به خزانه دولت بهگونه گستردهاى بايستى انجام مىگرفت . اين گونه در آغاز سده دهم ماليات رعيتى استان رى 700 هزار دينار بود . محصلان اجارهكار ، عوارض و مالياتهاى غيرقانونى بسيارى ، به سود خود از دهقانان دريافت مىكردند .
در جامعههاى فئودالى اوليهء ايران ، بهطوركلى در زمان خلفا هم ، نظامهاى پدر سالارى و بردهدارى در ميان كوچنشينان ايرانى و عرب رواج داشت . بهرهكشى از كار بردگان در مورد دامدارى ، باغدارى و آباد كردن زمينهاى موات به كار مىرفت . در شهرها در كنار صنعتگران آزاد كه جزو اتحاديهء اصناف بهشمار مىآمدند ، صنعتگرانى بودند كه بگونهء بردهوار كار مىكردند ، اينان ناگزير بايستى روزانه يك درهم بابت درآمد كارشان به دولت مىپرداختند . خدمتكاران و كلفتهاى خانه بدون استثناء غلام يا كنيز بودند .
قيام مردمى در ايران ضمن سدههاى 8 - 9 ميلادى
ناخشنودى دهقانان ايرانى از عباسيان ، نمىتوانست گذرا باشد . خشم مردم از كشتن پيمانشكنانهء ابو مسلم ؛ كه دهقانان او را رهبر خود مىدانستند ، شكل يك رشته قيامهاى مردمى را به خود گرفت ، هدف اين قيامها ضديت با حاكميت و مالكيت خليفه و استثمار فئودالها بود . به سال 755 ميلادى قيام دهقانى بزرگى به سركردگى سندباد مغ زير شعار « كينخواهى خون ابو مسلم » خراسان و آذربايجان را فراگرفت . به سال 767 در خراسان دوباره قيامى زير رهبرى اوستاد سيس پاگرفت . در سالهاى 778 - 779 در گرگان خيزش دهقانى فراگيرى به نام سرخ علمان آغاز گرديد . درعينحال قيام مردمى عظيمى به نام « سپيدجامگان » زير رهبرى موكان ( به عربى « نقابدار » ) در سراسر ماور النهر ضمن سالهاى