به 500 رزمنده واگذار شد كه در قرن دهم اين زمينها ملك نوادگانشان بهشمار مىرفتند .
ضمنا شكل ديگر مالكيت مشروط پديد آمد ، آن را اقطاع نام مىبردند . در اول اينگونه زمينها به عنوان پاداش و مواجب به مستخدمان حكومت واگذار مىگرديد ، مالكان منصوب اقطاع حق داشتند از درآمدهاى اين املاك كه بايستى به دولت پرداخت مىگرديد از جمله خراج يا جزيه ، بهره ببرند اندازهء هر ملك بسته به موقعيت مالك منصوب ، از يك روستا تا يك بخش مىرسيد ، بعدها عوارض و مالياتهاى دولتى كه بايستى دهقانان مىپرداختند ، به درآمد فئودالى مالكان اين نوع املاك اضافه گرديد ، رفتهرفته املاك اقطاع كه تقريبا بگونهء موقت و فقط به منظور بهرهبردارى از درآمدهاى آن به مستخدمان واگذار مىگرديد ، عملا به مالكيت قطعىشان درآمد . اقطاع يا هنگام عزيمت به ماموريت يا بگونهء مادام العمر به مأموران واگذار مىگرديد . اما چون رسم بر آن بود كه مأموران حكومت بگونهء موروثى در محلى مأموريت محوله را انجام مىدادند . بنابراين مالكيت اقطاع هم نسل به نسل منتقل مىشد و بگونهء موروثى درمىآمد . ضمنا املاكى كه غيرقابل تفكيك و فروش بودند براى استفاده بنگاههاى مذهبى و نيكوكارى به نام « وقف » بهوجود آمدند .
روند پيشرفت مالكيت خصوصى فئودالى مناطق گوناگون كشور در زمان عباسيان ادامه داشت ، مثلا خانواده عرب راسيبى مالك يك بخش در خوزستان به نام دورالراسيبى بودند . خانوادهء دولافيدها ( ايجلى ) مالك بخش كرج ، و دژها و شكارگاههائى نزديك اصفهان بودند . مصادره املاك بزرگ سردار بصير نزديك اصفهان در زمان خليفه المتوكل بهانهاى براى توطئه جنگى عليه خليفه ، به دست مخالفان داد كه سرانجام به كشته شدن المتوكل به دست مخالفانش به سال 861 گرائيد . بنا به گفتهء استخرى تنها در فارس گويا 5 هزار دژ متعلق به دهگانها بود .
روى املاك خصوصى تمام بخشها ، معمولا سيستم اقتصاد اربابى رواج نداشت و از اينرو بيگارى و كار اجبارى رايج نبود . بهرهء فئودالى اين املاك به شكل اجاره ، جنسى يا نقدى دريافت مىشد . در بعضى بخشها مالكيت بزرگ فئودالى ، با خردهمالكى دهقانان توأم بود . دهقانانى كه روى زمينهاى دولتى ، خصوصى يا وقفى كار مىكردند از لحاظ حقوقى آزاد شناخته مىشدند ، اما عملا در چارچوب محدوديت فئودالى گرفتار بودند ولى به زمين وابستگى نداشتند . در بعضى جاها مثلا در خراسان خردهمالكهائى وجود داشتند كه زمينهايشان از املاك بزرگ جدا و عملا آزاد بودند .
خراج از زمينهاى دولتى و زكات از زمينهائيكه ملك ناميده مىشدند ، دريافت مىگرديد ؛ از بابت زمينهاى متعلق به خاندان عباسى و زمينهاى وقف ، درآمدى به حساب
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 189
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص١٨٩