تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
مهمترين نيروى ضربتى ارتش پارت به‌شمار مىآمد ) نمىتوانست قدرت‌نمائى كند . روميان از ارمنستان به ماد آتروپاتن هجوم بردند و پايتخت آن يعنى فراسپ را محاصره كردند . در اين هنگام آنتونيا ناچار به عقب‌نشينى شد ، 3 / 1 افراد سردار روم ضمن عقب‌نشينى تلف شدند . اين گونه پارت‌ها با وجود شكست در سوريه و آسياى صغير توانستند تلاش‌هاى تعرضى روميان را خنثى كنند . با به قدرت رسيدن اكتاويان اگوست در روم سياست روميان در شرق دگرگون شد : تجاوز دائمى كه شيوهء جمهوريهاى پيشين رومى بود به اقدامهاى صلح‌آميز تبديل شدند . انگيزهء اين تصميم نه‌تنها خستگى روميان از جنگ‌هاى پيوسته داخلى و خارجى بود ، بلكه آنها اين واقعيت را دريافتند كه در روم نيروى كافى براى چيرگى در شرق وجود ندارد . اين سياست كه به وسيله اگوست اعلام شد مورد علاقهء پارت‌ها بود ، چون اينها هم ضمن تجربه‌ايكه از پيش به دست آورده بودند اعتقاد داشتند كه نمىتوانند مناطق شرقى روم را تصرف و بگونهء استوار آنها را نگاهدارند . اما انصراف رسمى دولت روم از استيلاى در شرق دليل بر آن نبود كه آنها در امور داخلى پارت‌ها دخالت نخواهند كرد . پيكار داخلى دو گروه‌بندى مهم در رژيم حكومتى پارت اين دخالت را براى روميان آسان مىكرد . ظاهرا وضع سياست داخلى پارت بىنهايت بغرنج بود ، چون فرهاد در پايان سلطنت ، فرزندانش را گويا به عنوان گروگان به روم فرستاد . شدت تضادهاى داخلى دولت پارت سرانجام به قيام بابل گرائيد . اگوست بنا به تقاضاى قيام كنندگان ، يكى از پسران فرهاد چهارم به نام ونون را كه مدتها در روم به‌سر مىبرد به بابل فرستاد ونون خود را « شاهنشاه » اعلام كرد . اين رويداد نشانهء كاميابى مهم ديپلماسى روم بود ، اما درعين‌حال آغاز مرحلهء مهمى از پيكار بين گرايشهاى دو گروه در ميان اشراف پارت هم به‌شمار مىآمد . سياست طرفدارى از روم ونون باعث تقويت نيروهاى « وابسته به قشر ممتاز » محلى گرديد ، اما ديرى نپائيد كه اردوان پسر حاكم گيركانى و كارامانى ( كه از سوى مادر با ارشاك‌ها خويشاوند بود ) به كمك كوچ‌نشينان ساكن منطقه شمال شرقى پارت ، عليه ونون وارد جنگ شد . اردوان پس از كشتن ونون در برابر دست‌نشاندگان تازهء رومى قرار گرفت . در اين پيكار پيچيده‌ايكه به‌منظور به‌دست گرفتن قدرت در پارت درگرفت و در سالهاى سلطنت فرهاد دوم جريان داشت وضع نيروهاى متخاصم با دقت روشن شده است . دست‌نشاندگان رومى را طبق معمول قشرهاى ممتاز شهرهاى بابل و بين النهرين پشتيبانى مىكردند . اين منابع به‌ويژه روى روابط خصمانه اردوان و سلوكيدها در دجله تاكيد مىكنند . در اين هنگام مداخله روميان در امور داخلى دولت پارت بارها بيش از پيش بود .