بود كه پس از مرگ آنتيوخ سوم به قدرت رسيدند . فرمانروايان پارسى به لقب « فراتاراكا » ملقب شدند ، اين عنوان را در زمان هخامنشيان به صاحبمنصبان بلندپايه لشكرى و كشورى مىدادند . به دست آمدن استقلال پارسها پس از انجام جنگهاى خونين با لشكريان دولت يونانى - مقدونى كه در پارس ساكن بودند ، عملى شد .
در همان هنگام در پارت هم مردم قيد فرمانبردارى سلوكيدها را كه آنتيوخ سوم به آنها تحميل كرده بود گسستند . پارتها دوباره به سوى غرب يعنى ماد پيشرفتند .
اين گونه هماكنون مسائل پيچيدهايكه در برابر آنتيوخ چهارم قرار داشتند همانهائى بودند كه دهها سال پيش آنتيوخ سوم را به خود مشغول مىداشتند و حل اين مسائل بايستى به وسيله او حل مىشد . هماكنون سلوكيدها از لحاظ مالى بيشازپيش در تنگنا بودند ، به همين انگيزه لشكركشىهاى آنتيوخ چهارم با ناكامى كامل روبرو گرديد ، و خود او هم با وضع نامعلومى كشته شد ، ازهمپاشيدگى و نابسامانى وضع دولت سلوكيدها سرانجام به زوال قدرت مقدونيان در سرزمين ايران گرائيد . شورش ساتراپ سلوكيدى ماد به نام تيمارخ باعث شد كه پارتها به آن منطقه مسلط شوند . پس از آن پارتها ، پارس و ايلام را به تصرف درآوردند . در حدود چهلمين سال سده دوم ق . م . تسلط سياسى يونانى - مقدونى در ايران پايان يافت .
دورهء تسلط يونانيان - مقدونيان در شرق معمولا هلنيسم ناميده مىشود . پايان كار تسلط هلنيسم بهطور كامل در سال 30 ق . م . هنگاميكه دولت روم آخرين حكومت آنها را در مصر منقرض كرد ، انجام گرفت . دورهء هلنيسم نمايانگر پيشرفتهاى زيادى در شرق است . پيشرفتهاى اقتصادى چشمگير ، ارتباط سياسى - اقتصادى و فرهنگى دورافتادهترين نقاط با يكديگر از ويژگيهاى اين دوره به شمار مىرود . در اين زمان شهرهاى يونانى و محلى بىشمارى ساخته شدند ، روشهاى نوين آبيارى مصنوعى در پهنههاى گستردهاى از زمينهاى خشك معمول گرديد . كار كشاورزى و صنعت با روشهائى نوين رونق گرفت .
درعينحال اين دوره زمان درگيرى تضادهاى سخت اجتماعى در شرق به شمار مىرود ، زمانيكه چيرگى دولتهاى زورمند بر ملتهاى مغلوب آشكارا باعث تشديد اين تضادها گرديد .
از نظر دانشمندان شوروى دورهء هلنيسم ، زمانى است كه در نتيجهء چيرگى اسكندر مقدونى و تشكيل يك حكومت هلنى روند تأثير متقابل نهادهاى يونانى و محلى در زمينهء اجتماعى - اقتصادى و سياسى مردم آغاز شده است . اما نتايج واقعى اين آميختگى بهويژه در زمينههاى ايدئولوژى و فرهنگ در دوران تاريخى بعدى يعنى زمان پارتها آشكار گرديده است . در اين زمان ، يونانيان كه از امتيازات دورهء پيشين محروم بودند ، ديگر
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 131
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص١٣١