تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
وقت كاهش نمىيافت . خشكسالى ، ويرانى محل در اثر عمليات جنگى و غيره نمىتوانستند مانع از پرداخت فورس شوند . هميشه بدهى به دولت وسيله‌اى بود كه دهقان را مقيد و وابسته به زمين مىكرد . ماهيت دولت سلوكيد به‌ويژه از سياست مالياتى آن روشن مىشود ، چون اين سياست بهترين وسيله براى استثمار رعايا به‌شمار مىرفت . ارتش سلوكيدها شامل يك هستهء نسبتا كوچك دائمى از پياده و سوار مقدونى ، و پادگانهائى در مراكز مهم ، زير نظر ساتراپ‌هاى محل بود . در مورد لزوم ايجاب مىكرد كه يكانهائى از شهرهاى يونانى و عشاير محلى بسيج گردند . مزدوران هم نقش مهمى را در ارتش ايفا مىكردند . افراد ارتش چند ده هزار نفرى از خزانه شاه حقوق و جيره دريافت مىكردند . شاه فرماندهى عالى كل قوا بود و هنگام جنگ خودش فرماندهى را به‌دست مىگرفت . قلمرو پهناور سلوكيدها به ساتراپ‌ها تقسيم مىشد . ساتراپ‌هاى سلوكيدى كوچكتر از ساتراپهاى دولت هخامنشى و اسكندر بودند . كوچكترين واحد ادارى ، حوزه‌هاى مذهبى بودند . در رأس ساتراپ‌ها ، ساتراپ‌دار قرار داشت كه قدرت كشورى و لشكرى را به‌دست مىگرفت ، ادارات مالى ساتراپ‌ها هم مستقل بودند . زمين‌هاى دولت به دو قسمت تقسيم مىشدند : قسمتى متعلق به شخص شاه بود ( املاك شخصى ) و در قسمت ديگر شوراهاى شهرها شريك شاه بودند . رؤساى دودمانهاى محلى ، عشاير ، جامعه‌ها و غيره اصولا زير حاكميت شاه قرار داشتند . اما مرز مشخصى ميان مفهوم حاكميت و مالكيت وجود نداشت ، چون هميشه رهبر قوم غالب داراى قدرت مطلقه بود بنابراين عمال شاه روى تمام زمين‌ها نظارت داشتند . اعمال قدرت از سوى شاه باعث تقويت او مىگرديد ، و الا دولت نمىتوانست تنها به كمك شماره ناچيزى مقدونى سرزمين پهناور امپراطورى را بگرداند . بنيان‌گذارى گسترده شهرهاى يونانى باعث پيشرفت نظام برده‌دارى به شكل كلاسيك خود گرديد . همراه با برده‌دارى روش‌هاى ديگر به بند كشيدن توده‌ها رايج گرديد . چيرگى مقدونيان و حكومت‌هاى يونانى به‌طوركلى اصول روابط اجتماعى موجود را تغييرى نداد ، حتى هنگام استيلاى اينان وضع توده‌هاى مردم بدتر شد ، استثمار آنها شديدتر گرديد ، و محدوديت توده‌ها به حد بردگى رسيد . طبعا اين شرايط اعتراض توده‌هاى مردم محلى را برانگيخت ، و همين مسئله انگيزه ناپايدارى دولت سلوكيدها شد . و در ظرف چند دهه پس از تشكيل اين دولت گرايش توده‌ها به جدائىخواهى شدت گرفت .

سقوط دولت سلوكيدها حكومت مقدونى - باخترى و پارت