( حرّمت عليكم الخبائث ) و يا
( حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ )
.
خوب خبيث حرام است لكن سؤال اين است كه معلوم الخبائث مورد نظر شارع است يا خبيث واقعى ، مسلما خبيث واقعى چرا كه الفاظ دلالت بر معانى واقعيه خود دارند پس خبيث واقعى مورد نظر است چه شما بدانى و چه ندانى .
حال سؤال ما اين است كه حرمت شرب تتن ( فى المثل ) نسبت به حرّمت عليكم الخبائث شبههء موضوعيه است يا حكميّه ؟ بايد بگوئيد موضوعيه .
يعنى همانطور كه آن ظرف نسبت به حرم الخمر ، شبههء موضوعيه است ، شرب تتن نيز نسبت به حرمت عليكم الخبائث شبههء موضوعيّه است ( اگرچه خودش فى حد نفسه ) حكم كلّى است و كلى شبههء حكميّه است و احتياج به نصّ دارد ، لكن فعلا مورد بحث ما نيست ) .
لكن نسبت به كلّى مافوقش ( حرمت عليكم الخبائث ) ، شبههء موضوعيّه است .
حال شارع فرموده :
خبيث حرام است .
شايد تتن از جمله خبائث باشد
پس : شرب تتن حرام است و شما نمىتوانيد قانون قبح را در اينجا جارى كنيد .
* پاسخ شيخ به اين اشكال چيست ؟
همان پاسخى است كه از اشكال اول داد يعنى تنها با علم به حكم كلّى بيان تمام نمىشود ، بلكه بايد علم به صغرى و كبرى هر دو پيدا شود بدين معنا كه بتوانى بگويى :
هذا خمر شرب تتن خبيث
الخمر حرام الخبيث حرام
فهذا حرام فشرب تتن حرام
* حاصل مطلب در ( و نظر هذا التوهّم قد وقع فى الشبهة الوجوبية . . . ) چيست ؟
اين است كه همان توهمى كه در باب شبهات حكميه تحريميّه وجود دارد در باب شبهات وجوبيه نيز پيشآمده و حضرات مدّعى عدم جريان قبح عقاب بلابيان هستند .
فى المثل نمازهايى از شما فوت شده لكن مقدار آنها براى شما مشكوك و مردد است ميان 1000 و يا 10000 ، در اينجا قبح عقاب بلابيان جارى نيست چرا كه شارع فرموده : اقض ما فات يعنى حكم كلى از عبارت ( من فاتته فريضة فليقضها ) و شما بايد از باب مقدمه علمى اكثر را اتيان كنيد تا يقين به فراغت ذمه حاصل نماييد .