( تشريح المسائل )
* سومين مسئله از مسائل اربعه شبههء وجوبيّه چيست ؟
شبهات وجوبيّه و حكميّهاى است كه منشأ شبهه ، تعارض نصّين باشد .
فىالمثل يك نصّ فرموده : دعاء عند الهلال واجب لكن نصّ ديگرى فرموده ليس بواجب اين تعارض سبب شده است كه امر بر ما مشتبه شود و ندانيم كه آيا دعا عند الرؤية در اسلام واجب است يا نه ؟ و لذا بحث در اين است كه وظيفهء مكلّف در اينجا چه مىباشد ؟
* مراد از عبارت ( و هنا مقامات ، لكن المقصود هنا اثبات عدم وجوب الاحتياط ) چيست ؟
اين است كه در اين مسئله تعارض نصّين جهات مختلفى از بحث وجود دارد از جمله اينكه آيا اصل در متعارضين تساقط است يا توقف است و يا احتياط است و يا اينكه جاى جريان اصل برائت است ؟
به عبارت ديگر اصل اوّلى در متعارضين چه چيزى را اقتضاء مىكند ؟ اصل ثانوى چه مطلبى را ايجاب مىكند . لكن آنچه در اينجا مورد نظر است نفى وجوب احتياط در اين شبهه است و به عبارت ديگر مىخواهيم ببينيم كه آيا در شبههء وجوبيّهاى كه ناشى از تعارض نصّين است احتياط لازم هست يا نه ؟
* پاسخ شيخ به اين مسئله چيست ؟
مشهور در ميان اخبارىها عدم وجوب احتياط است و مثل اصوليين قائل به برائت هستند به عبارت ديگر همانطور كه در اجمال نصّ احتياط واجب نبود در تعارض نصّين هم لا يجب الاحتياط .
* پس مراد از ( و ما تقدّم فى المسألة الثانية من نقل الوفاق و الخلاف آت هنا ) چيست ؟
اين است كه آنچه از اظهار نظرها در دو مسئله قبل مطرح و پاسخ آنها داده شد در اينجا نيز مطرح بوده و قابل طرح و بررسى است فى المثل :
1 - اوامر احتياط را مطرح نمودند ، آنها را حمل بر قدر مشترك نموديم .
2 - اخبار توقف مطرح شد ، آن را به موارد تمكّن سؤال از امام بوديم .
3 - حديث عوالى اللئالى را كه گفت : ( خذ ما وافقهما الاحتياط . . . ) مورد خدشه قرار داديم و لكن بايد در متعارضين به آن احاديث كه فرموده : اذن فتخيّر ، توجّه و دقّت نمود .
* نظر محدث بحرانى و استرآبادى در اين مسئله چيست ؟
در اين مسئله نيز قائل به وجوب توقف و احتياط شده و مجموعا به چهار دسته دليل تمسّك نمودهاند .
* اولين دليل جناب بحرانى و استرآبادى در اثبات وجوب احتياط در تعارض نصين چيست ؟
عمومات اخبار و رواياتى است كه دلالت دارند بر وجوب احتياط مثل قف عند الشبهة و يا الوقوف عند الشبهة خير من الاقتحام فى الهلكة . به عبارت ديگر مضمون اين روايات اين بود كه عند الشبهة بايد