شماها بگويد : هلم ( بيا ) ، يا به عبارت ديگر بگويد : تعال ، يا بگويد : اقبل ، كه همه اين الفاظ يك مقصود را مىرسانند و در شرح اين حديث جز اين اقوال ديگرى هم هست كه اين قول از همه بهتر است و حرف در اصل لغت طرف و جانب است و به اين تناسب حرف را در حروف هجاء به كار برند ، پايان نقل از مجلسى ( ره ) .
من گويم : شك نيست كه لغت عرب پردامنه و وسيع بوده است در همان دوران نزول قرآن و در مفردات و علامات قبائل مختلفه با هم اختلاف داشتهاند ولى دور نماى همه يك لغت بوده است و با امتيازات خود از سائر زبانها جدا بوده است ، قرآن با اسلوب كامل فصيحترين زبانهاى قبائل صريح حجاز و نجد و يمن در قالب كاملترين جملهبندىها و تعبيرات عربى ريخته شده است و در حقيقت مطابق فشرده و منتخب لغات فصيحه و معموله دوران نزول است كه از آن به لغت مضر تعبير شده است ، مضر جدّ اعلاى كليهء قبائلى است كه در محيط حجاز و نجد و تهامه و يمامه زندگى مىكردهاند .
در اين هم شكى نيست كه قرآن با تعبيرات مختلفه و قرائتهاى مختلفه در محيط اسلامى نشر شده است و سلسلهء اين قراءات مختلفه هم به اصحاب پيغمبر مىرسند كه خود از زبان پيغمبر تعليم گرفتهاند و به شاگردان خود آموختهاند و تا هفت ، بلكه ده از اين قرائتهاى مختلفه را متواتر دانستهاند يعنى بطور قطع سلسلهء آنها به خود شخص پيغمبر ( ص ) مىرسد و از زبان آن حضرت شنيده شده است ، و نتيجه اين است كه خود پيغمبر در آموزش قرآن تعبيرات مختلفه داشته ، مانند يك شاعر و يا مؤلف كه براى تعبيرات خود نسخه بدل ضبط مىكند و يك عبارت نظم و يا نثر خود را به دو و يا چند تعبير ادا مىكند و اين تعبيرات مختلفه دو وجه دارد :
1 - تعدد نزول كه برخى كلمات چند بار به آن حضرت نازل شده و هر بار موافق قرائتى بوده و پيغمبر يا به مناسبت آموزندهها به هر كدام تعبيرى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 649
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٤٩