گيرد كه از يك جهت درك شده و از جهتى درك نشده است زيرا چيزى كه به هيچ وجه درك نشده و مجهول مطلق و معدوم مطلق است يا آنچه به تمامى به دست آمده است نسبت بدان اشتياق ممكن نيست آنكه محبوبش از او غايب است و تصورش در انديشهء او حاضر است به حضور او شوقمند است و اگر او را بيند شوقى به دو ندارد مگر آنكه نسبت بدان چه از او نبيند چنانچه رويش بيند و مويش نبيند يا در تاريكيش بيند و دنبال كمال رؤيتش باشد و در شوق دو جهت است : جهت ادراك و جهت جهل و نقصان و آن نقص است و در خدا محال است .
جواب از آن گفتهاند كه شوق مستلزم دوستى است و منظور از آن در خدا همان صرف دوستى است با اينكه دوستى در بارهء خدا به طور مجاز است و مقصود از آن علم به صلاح است . از مجلسى ( ره ) - آل نبى نزد شيعهء اماميه ، خاندان پاك و معصوم او هستند و دليلى ندارد كه شهيد ثانى ( ره ) آنها را خصوص امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين ( ع ) دانسته و عامه را در آن اختلاف است ، برخى آل محمد را مطلق امت دانسته و برخى عشيرهء او دانسته و برخى هر كه از بنى هاشم و بنى عبد المطلب كه زكات گرفتن بر او حرام است و ما پيش از اين معنى آل را بيان كرديم ، و سرّ اينكه دعا بىصلوات محجوب است امورى است :
1 - چون صلوات كه طلب رحمت و آل است با دعا همراه شد و به خدا عرضه شد چون صلوات اجابت مىشود آنچه بدان هم پيوست است اجابت مىشود زيرا خدا كريم است و جزئى را نپذيرد و جز ديگر را رد كند چنانچه از تبعيض اجزاء مبيع نهى كرده است .
2 - هديه مقربان درگاه خدا ، وسيلهء شفاعت و قبول درخواست است و صلوات هديه به مقربان درگاه خدا است .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 621
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٢١